ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - من در نبردهاى حق و باطل همواره در صف حق بوده و باطل گرايان را مغلوب ساخته و هرگز ناتوانى و ترس بخود راه نداده ام
فرا گرفت تا اين كه از مشرق تا مغرب آفتاب ، زمينى بود كه خير و معرفت و صلح و صفا مى رويانيد . پيامبر صحرا دست به ما فوق دنيا دراز كرده بود تا در زمين اين دنيا بذرهاى برادرى و محبت را بپاشد . اين دست الهى پهناى افق را فرا گرفت و هنوز در حال گسترش است . از اين صدا دولتى براى عرب بوجود آمد كه پائى در هند و پاى ديگرش در اندلس بود » . [١] ١٦ ، ٢٠ - اما و اللَّه ان كنت لفى ساقتها حتّى تولَّت بحذافيرها . ما عجزت و لا جبنت و انّ مسيرى هذا لمثلها فلأنقبنّ الباطل حتّى يخرج الحقّ من جنبه ( سوگند بخدا ، من در انبوه جمعى بودم كه به لشكريان كفر هجوم برديم ، تا همهء آنان مغلوب شدند و پشت برگرداندند . من ناتوان نشدهام و ترسى ندارم و اين مسيرى كه امروز پيش گرفتهام همانند مسيريست كه براى پيروزى اسلام پيش گرفته بودم . قطعا ، من باطل را مى شكافم و حق را از پهلوى آن بيرون مى آورم ) .
من در نبردهاى حق و باطل همواره در صف حق بوده و باطل گرايان را مغلوب ساخته و هرگز ناتوانى و ترس بخود راه نداده ام هيچ انسان مطلعى را سراغ نداريم كه از زندگى پرفراز و نشيب و پر از تلاطمهاى تند و سخت على بن ابي طالب ( ع ) اطلاعى داشته باشد و اين انسان كامل را بعنوان دليرترين سلحشور تاريخ قبول نداشته باشد . همه مى دانند كه اين انسان كامل و عارف پيشتاز باستثناى يك يا دو مورد [ با دستور پيامبر ] در همهء نبردهاى اسلامى در برابر كفر جنگيده و حتى يك بار پشت به دشمن ننموده است . شجاعت و دلاورى وى ما فوق تصورات معمولى است كه در بارهء سلحشوران تاريخ ثبت
[١] الامام على ( ع ) صوت العدالعة الانسانية جرج جرداق از ص ١١ تا ١٧ چاپ لبنان .