ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - ٢ - اخلاق در حيات معقول
در « حيات معقول » بگذارد .
خلاصه اخلاق در « حيات معقول » اگر چه به احساسات و عواطف طبيعى توجه دارد ، ولى بدانجهت كه هدف در « حيات معقول » شركت در آهنگ كلى هستى است ، لذا اخلاق نمى تواند بآن احساسات تكيه كند ، بلكه در مسيرى كه به هدف « حيات معقول » منتهى مى گردد ، موجب شكوفائى حقايق انسانى مى گردد .
٣ - اخلاق در « حيات معقول » پذيرش و عمل به اصول ناشى از انتخاب كيفيت زندگى كه جريان طبيعى يك اجتماع اقتضاء ميكند نمى باشد . رضايت بچنين اخلاقى به اضافهء رضايت ضمنى به آن چه كه در زندگى اجتماعى مى گذرد ، [ اگر چه اجتماع ناسالم باشد ] سركوب كردن نهاد وجدانى انسانها است كه مى تواند از زنجير قالبهاى پيش ساخته اجتماع رها شده و زندگى آزادانه اى را داشته باشد كه واقعا بتواند آن زندگى را بخود مستند بسازد . باين معنى كه اگر قدمى در راه خدمت به همنوع خود بردارد ، اين قدم را مستند به زندگى خود بداند نه يك جريان جبرى يا شبه جبرى جامعه . حيات اخلاقى مطلوب بدون وجدان آزاد كه نشان دهندهء خيرات و كمالات و محرك انسان بسوى آنها است ، خيالى بيش نيست . لذا مى توان گفت : يا بايد اخلاق مطلوب و عالى انسانى را منكر شويم و يا وجدان آزاد انسانى را يك ضرورت جدى تلقى نمائيم . تنها « حيات معقول » فوق زندگى طبيعى محض است كه ضرورت شكوفا ساختن وجدان آزاد را ضرورى جدى تلقى مى نمايد . ٤ - اخلاق در « حيات معقول » بالاتر از آنست كه بعنوان خادم حقوق زندگى طبيعى محض و يدكى براى عوامل تقليل جرم و كيفر استخدام شود ، اگر چه يكى از مختصات اخلاق حيات معقول منطقىتر ساختن حقوق زندگى طبيعى محض و تقليل جرم و كيفر ميباشد . چنانكه يكى از نتايج آبيارى كردن يك مزرعه خنك شدن بادى است كه بر آن مى وزد و از آن عبور ميكند و گرماى هوا را تا حدودى تقليل مى دهد ، ولى عامل اصلى كاشتن و تلاشهاى فراوان در بفعليت رساندن يك مزرعه محصول حياتى آنست .