ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - ٨ - سياست در حيات معقول
و جنايتى كه انسان شناسان انسان دوست به وى نسبت مى دهند ، از اين جهت است كه اين شخص حتى يك لحظه در باره « حيات معقول » انسانها و امكان بوجود آوردن آن در اجتماعات بشرى بوسيلهء پيشتازان و رهبران رشد يافته نينديشيده است . ماكياولى بيش از آنكه در بارهء حيات انسانها و استعدادهاى عظيم آن بينديشد ، به تعريف محتويات درونى خود كه از سزار بورژيا گرفته است ، انديشيده و نوشته است . او مديريت زندگى طبيعى محض انسانها را كه هرگز از قلعهء پولادين « حب ذات » بيرون نمى آيد مطرح كرده و چنين گمان كرده است كه اگر اين قلعهء پولادين را وسعت بدهد و ديوارهاى آنرا طلا كارى نمايد ، آن قلعه به بهشت برين تبديل مى گردد سياست در « حيات معقول » هدفى دارد و مبدئى و مسيرى . هدفش كمك و ايجاد عوامل حيات آگاهانه ايست كه نيروها و فعاليتهاى جبرى و جبرنماى زندگى طبيعى را با برخوردارى از رشد آزادى شكوفان در اختيار تنظيم نمايد .
مبدأ حركتش عبارتست از شكافتن قلعهء پولادين صيانت ذات « حب ذات » و رها ساختن حيات به مسير طبيعى واقعى خود . مسيرش عبارتست از گرديدنهاى مستمر شخصيت انسانى براى ورود به هدف اعلاى زندگى . اگر يك سياستمدار بگويد : چنين چيزى امكانپذير نيست و انسانى كه خود را در گذرگاه قرون و اعصار بما نشان داده است ، تاب و طاقت چنين حياتى را ندارد ، او يا از انسان بيخبر است ، يا براى توجيه حرفهء خود ، از ماكياولى استمداد كرده و دروغ مى فرمايد . مگر همين انسانها در راه رسيدن به موقعيتهاى بالاترى در « حيات طبيعى محض » تفكرات بسيار دقيق از خود نشان ندادهاند مگر همين انسانها براى رسيدن به آرمانهاى خود طبيعىشان تكاپوها و گذشتهاى محير العقول انجام ندادهاند مگر همين انسانها نيستند كه حتى براى بدست آوردن محبوبيت پوشالى از آن قواى مغزى عقلانى و ذوقى سرشار استفاده نكرده است كه اگر آنها را در راه بدست آوردن « حيات معقول » صرف ميكرد ،