ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - ٨ - سياست در حيات معقول
بدست چنين انسان بسپاريد ، اگر وى بآن انسانها كه شما به او سپردهايد ، مانند « چيزهاى متحرك ننگرد » تناقضى است شگفتانگيزتر از اين كه يك افعى سياه ناگهان به يك انسان بسيار زيبا صورت و عادل سيرت و عارف از خود رسته مبدل گردد خدايا ، اين چه سخنى است كه مى گويم براستى چنين جريانى در قاموس زندگى اجتماعى بشرى وجود دارد آيا اين يك سخن بىمحتوا است آيا گويندهء اين سخن از فوق كهكشانها آمده است يا مانند قارچ از زمين روئيده است كه هيچ اطلاعى از انسان ندارد خدايا ، چنين نباشد كه گويندهء اين سخن به بيمارى بدبينى مبتلا شده است ولى همهء ما مى دانيم كه هيچيك از اينها نيست ، و اين يك سخن كاملا صدق و حق است . اگر نيازى به دليل داريد مراجعه كنيد به كتابخانهء خودتان و كتاب شهريار ماكياولى را برداريد و ورق بزنيد و اگر نداريد ، كافى است كه لحظاتى چند با سياستمداران حرفه اى معمولى بنشينيد و صحبت كنيد ، بشرط اين كه محتويات درونى او را با قيافهء انسانى خودتان دگرگون نسازيد ، زيرا اگر او بفهمد كه شما مى خواهيد سخنانى در بارهء حرفهء كيمياگرى او كه « كس » را در يك لحظه به « چيز » مبدل مى سازد ، بشنويد و با تحقير و توهين در وى بنگريد [ كه اين چه موجوديست اعجازگر كه با يك موج فكرى ناچيز « كس را » به « چيز » مبدل مى نمايد ] قطعا ، سخنانى ابراز خواهد كرد كه شخصيت امثال اويس قرنى و ابو ذر غفارى در برابر شخصيت وى رنگ خود را مى بازد [١] خلاصه ، مطلب خيلى روشن است و احتياجى به تفصيل بيشتر ندارد .
من در گذشته متوجه نبودم كه ماكياولى در بارهء فلسفهء سياسى با نظر به « حيات طبيعى محض » منطقىترين سخن را نوشته است و خيانت
[١] البته ما با اين تحليل مختصر در بارهء حرفهء سياست نمى خواهيم همهء كسانى را كه باين شغل پرداختهاند ، محكوم بسازيم ، زيرا وجود سياستمداران عاليمقامى كه كوشش خود را در راه تبديل « چيزها » به « كسها » مبذول نموده و بسا كه جانهاى خود را در اين راه باختهاند در گذشته و دوران معاصر مى بينيم و مى پذيريم و صميمانه ترين درود خود را بر جانهاى آنان تقديم مى داريم .