ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - ٣ - حقوق در حيات معقول
است بيش از اين كارى انجام بدهد كه انسانها از دريدن يكديگر جلوگيرى كند .
[ حتى در اين كارى كه بعهده گرفته است ، چقدر موفق بوده است مسئله ايست بسيار عريض و طويل ] و بهر حال غرض و غايت قراردادها و نظامهاى حقوقى فراوان كه در جوامع وضع و اجرا مى شود ، آماده ساختن جامعه براى همزيستى بوده است ، بدون اين كه كارى با نهادها و استعدادهاى ارزشى انسانى داشته باشد . ما اين جمله را در كتاب مقدمه اى بر كتاب حقوق در اسلام - گرد آورنده آقاى مجيد خدورى و هربرت ج ليبسنى ص ج ( ٣ ) از روبرت هوگوت جاكسون دادستان ديوان كشور ممالك متحدهء امريكا مى خوانيم : « قانون در آمريكا فقط يك تماس محدودى با اجراى وظايف اخلاقى دارد ، در حقيقت يك شخص آمريكائى در همان حال كه ممكن است يك فرد مطيع قانون باشد ممكن است يك فرد پست و فاسدى هم از حيث اخلاق باشد » مضمون اين جمله يا قريب به آن ، اختصاصى به قانون امريكائى ندارد ، بلكه شامل همهء قوانينى مى شود كه فقط براى امكانپذير ساختن همزيستى با ابعاد طبيعى محض وضع ميشوند .
اگر اين قوانين توجهى به پيش برد اخلاق تكاملى و عشق حقيقى انسانها به داشتن شخصيت آزاد ميكرد ، بدون ترديد تاريخ حيات طبيعى ما مبدل به تاريخ انسانى مى گشت . روشنترين دليل نارسائى قوانين معمولى كه با تفكرات بشرى تنظيم مى گردد ، بوجود آمدن طوفانها و بحرانها و بهم خوردن همهء ارزشها و مختل شدن خود همين قوانين در موقع بروز حوادث غير عادى مانند جنگ و بحرانهاى اقتصادى و دگرگونى در موقعيت گردانندگان جوامع و غير ذلك مى باشد .
همان طور كه در مباحث گذشته مثال زديم اين قوانين حتى در عاليترين منطق و استحكامى هم كه بوده باشند ، شبيه به ساختمانهاى بسيار با شكوه و مجللى هستند كه روى قلهء كوه آتش فشان ساخته شوند . درون انسانهائى كه خود طبيعى آنان تعديل نشده و « حيات معقول » راهى به آن پيدا نكرده است ، همان كوههاى آتش فشان است كه عامل تخريب خود و هر چه را كه روى آنها بنا شده