ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - شناختهاى روشن بينانه ( بصيرت )
برميداشتند . تعهد و تكليفى كه در درون خود احساس مى كردند ، نيرومندتر و مؤثرتر از آن بود كه نمودهاى زندگى آنان نشان مى داد .
اين مختصات روانى ناشى از آن بينائى درونى بود كه واقعيات و بايستگيها و شايستگيها را بىپرده براى آنان نشان مى داد .
نتيجهء سوم - اگر بخواهيم معناى واقعى بينائى بمعناى بصيرت را درك كنيم بايد به آن بينائى كه در بارهء خود داريم ، توجه نمائيم
نتيجهء سوم - اگر بخواهيم معناى واقعى بينائى بمعناى بصيرت را درك كنيم بايد به آن بينائى كه در بارهء خود داريم ، توجه نمائيم ( آيهء شمارهء ٥ ) اين آيه مى گويد : « انسان بر خود بينا است » هر انسانى كه از حالت ميعان طبيعى عبور كند و به آن رشد طبيعى برسد كه داراى خود گردد ، و اگر بتواند بهمين رشد ادامه داده و به مرحلهء « خودآگاهى » نيز گام بگذارد ، قطعا به وضع خود بينا خواهد گشت . اين بينائى بوسيلهء حواس طبيعى و ميكرسكپ و تلسكپ و ديگر وسايل ديدن فيزيكى نيست موضوعى كه براى اين بينائى مطرح است ، اصلا نمود فيزيكى ندارد ، زيرا اين موضوع عبارتست از خود يا من يا شخصيت يا هر كلمه اى كه در بارهء آن مدير درونى بكار مى بريد . موضوعى كه براى اين بينائى برنهاده شده است ، نزديكترين واقعيات براى ما بوده و براى درك آن احتياجى به واسطه و دلال وجود ندارد . اين بينائى چون حالت بيطرفانه دارد ، واقعيت خود و مختصات آنرا با روشنائى فوق روشنائى فيزيكى نشان مى دهد .
آدمى با اين بينائى كه همراه با آزاديست ، درك ميكند كه عادل است يا ستمگر ، جوينده و پوينده است يا راكد و متوقف . گرايش به خيرات و كمالات دارد ، يا به غوطه خوردن در خودخواهىها و خودكامگىها ، از زندگى گذشته اش پشيمان است ، يا راضى . حقيقت را دوست دارد يا خود را . . . اينست آن بينائى كه قرآن اصرار مى ورزد كه مردم آن را در همه شئون زندگى بدست بياورند .
شناختهاى يقينى
شناختهاى يقينى در مباحث « شناخت و ابعاد » در ص ٣٠٣ و ٣٠٤ در بارهء يقين از نظر