ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - تعريف حيات معقول
اصول و قوانين عقلانى ثابت بوده باشد و وحدت تكاملى حيات و شخصيت در مجراى دگرگونيها و تغييرات روبنائى محفوظ و ثابت بماند اين ثبات و پايدارى بدون تكيه بر آن اصول و قوانين امكان ناپذير است .
٥ - ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) [١] ( حقا ، نماز و عبادات و حيات و موت من از آن خدا پروردگار عالميان است ) .
جز « حيات معقول » هيچ نوع زندگى قابل عرضه به خداوند نيست . زندگى غوطه ور در شهوات و هوسهاى شيطانى و مبتنى بر قدرت پرستى و خود محورى را نمى توان به خداوندى كه بوسيلهء وجدانها و عقول انسانها و بوسيلهء پيامبران دورى از آنها را دستور مى دهد ، مربوط ساخت .
با نظر به مجموع اوصاف مثبت و سازندهء انسانى و با توجه به نتايج عينى زندگى حيوانى انسانها در گذرگاه قرون و اعصار و با دقت در شور و اشتياق سوزان خردمندان و هشياران در ميان مستان جوامع و ملل و با در نظر گرفتن عظمتهاى رشد يافتگان تاريخ مى توان « حيات معقول » را به ترتيب زير تعريف نمود : نخست يك تعريف ساده و روشن براى « حيات معقول » متذكر مى شويم و سپس به مباحث مربوطه مى پردازيم .
تعريف حيات معقول عبارتست از حيات آگاهانه اى كه نيروها و فعاليتهاى جبرى و جبر نماى زندگى طبيعى را با برخوردارى از رشد آزادى شكوفان در اختيار ، در مسير هدفهاى تكاملى نسبى تنظيم نموده ، شخصيت انسانى را كه تدريجا در اين گذرگاه ساخته مى شود ، وارد هدف اعلاى زندگى مى نمايد اين هدف اعلا شركت در آهنگ كلى هستى وابسته به كمال برين است . اين تعريف شامل چند عنصر مهم است كه براى توضيح مجموع تعريف ، بايد هر يك از آن عناصر را مورد بررسى قرار بدهيم :
[١] الانعام آيهء ١٦٢ .