ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - مقدمه اى بر تفسير ١٧١ حيات معقول ١٨٧
( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ ) [١] ( تا كسى كه هلاك مى شود و زندگى او تباه مى گردد ، مستند به دليل روشن باشد و كسى كه زندگى مى كند ، زندگى او مستند به دليل روشن باشد . ) زندگى مستند به دليل روشن « حيات معقول » است كه تكيه گاه عقلانى دارد و هيچ سؤالى را كه مربوط به هدفهاى نسبى و هدف مطلق زندگى است بىپاسخ نمى گذارد .
٢ - ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ) [٢] اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا و رسول آنرا اجابت كنيد هنگامى كه شما را به آنچه كه حيات مى بخشد ، دعوت مى نمايد ) .
مسلم است كه اين آيه خطاب به مردم زندهء آن روز بوده است نه مردگان پوسيده در زير خاك - ولى زندگى آنان از مشتى حركات و سكونهاى پست حيوانى و خود محورى تجاوز نمى كرد ، اينان مردگانى بودند كه از زندگى جز نام آن را كه بخود بسته بودند ، بهره اى نداشتند . پس حياتى كه اسلام آنانرا براى برخوردارى از آن دعوت مى كرده است ، « حيات معقول » بوده است .
٣ - ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) [٣] ( هر كس از مرد يا زن عمل صالح انجام بدهد ، او را با « حيات پاكيزه » كه همان « حيات معقول » است ، احياء مى كنيم ) .
٤ - ( يُثَبِّتُ الله الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ ) [٤] ( خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند ، با قول ثابت در حيات دنيوى و اخروى تثبيت مى نمايد ) .
اين يك مختص اساسى « حيات معقول » است كه زندگى آدمى بر مبناى
[١] الانفال آيهء ٤٢ .
[٢] الانفال آيهء ٢٤ .
[٣] النحل آيهء ٩٧ .
[٤] ابراهيم آيهء ٢٧ .