ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - ٥ - ورود به هدف اعلاى زندگى
٦ - قناعت به مفاهيمى بىاساس در بارهء خير و كمال « تبديل به تلاش و تكاپو براى دريافت واقعيت خير و كمال » .
٧ - تقليد و پذيرش محض ، تبديل به « نظر و انديشه و واقعيابى اصيل و مستقيم » .
٨ - شطرنج بازيهاى عقل نظرى جزئى « تبديل به هماهنگى عقل سليم و وجدان واقع بين » .
٩ - بازى با تمايلات « تبديل به ارادهء حساب شده تبديل به آزادى تصعيده شده تبديل به اختيار » .
١٠ - خود را بافتهء جدا تافته از ديگر انسانها ديدن ، تبديل به « درك وحدت عالى انسانى و تساوى انسانها در هدف يا وسيله بودن » .
١١ - رضايت به هدف نهائى بودن منزلگههاى زندگى تبديل به « خود را همواره در راه ديدن » .
همهء اين تبدلات و تحولاتست كه تحول حيات طبيعى محض را به « حيات معقول » امكانپذير مى سازد .
٥ - ورود به هدف اعلاى زندگى - اين هم يكى از آن مطالب است كه بجهت عظمت كلماتش از يك طرف و انباشته شدن دهها مسائل و مناقشات و مشاجرات در بارهء محتويات آن كلمات از طرف ديگر ، موجب مى شود كه عده اى فراوان از مردم بخود چنين تلقين كنند كه وصول به چنين حقايقى از ما ساخته نيست ، پس بروم و - < شعر > بنشينم و صبر پيش گيرم دنبالهء كار خويش گيرم < / شعر > سعدى بلى ، خسارت ما فرزندان آدم و پستترين ناتوانى ما همين است كه شما متذكر شديد كه « من نمى توانم » لذا ، « دنبالهء كار خويش گيرم » در بارهء اين عنصر نهائى « حيات معقول » كارى كه بعهدهء اداره كنندگان اجتماع و معلمان و