ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - نتيجهء دوم - اين آيات هشدارى بسيار جدى به انسان مى دهد كه جهان را جايگاه بازى تلقى نكنند
يكى ديگر از عوامل اشتباه و بيخيالى بعضى از مردم ، در حكومت كميتها در عالم عينى و امكانناپذير بودن خلاء مطلق در جهان كششها و امتدادهاى قابل قسمت واقعى يا قراردادى ، موضوع عدم سنخيت نتيجهها با مقدمات و مقدمات با نتايج است . بعنوان مثال : خودخواهى يك خودپرست كه يك فعاليت درونى است و هيچ نمود فيزيكى ندارد ، بهيجان مى آيد و در ميدان جهان عينى كارهائى را انجام مى دهد كه كاملا محسوس و داراى نمود فيزيكى است ، مسلم است كه فعاليت خودخواهى اين خودپرست در ميان آن نمودهاى عينى ديده نمى شود و حتى اگر اطلاعى از وضع روانى فاعل نداشته باشيم ، با تجزيه و تحليل آن نمودهاى عينى ، نمى توانيم بفهميم كه عامل بوجود آمدن اين نمودها چه و كه بوده است ، مگر با مقايسهها و تطبيقات قبلى كه در بارهء انسان و طرز تفكرات و خيالات و خودپرستىهاى او داريم . همچنين بالعكس ، يعنى پديده هائى عينى محكوم به كميت و كيفيت را بوجود مى آوريم مانند كاشتن بذر گل كه در خاك محسوس با دست محسوس در باغ محسوس انجام مى گيرد و براى پروراندن آن ، از نور آفتاب محسوس و از آب محسوس استفاده مى كنيم و آفات محسوس را از آن دور مى كنيم و نتيجه اى را كه از اين همه حركات محسوس در جهان عينى محسوس خواهيم برد ، بدست آوردن لذت تماشاى آن گل است كه با وسيلهء ارتباط حس بينائى با آن بدست خواهيم آورد ، احساس زيبائى در ميدان مادى بنام مغز بوجود مى آيد كه آنهم تابع قوانين كمى است . اين احساس و لذت كه محصولى از آن مقدمات محكوم به كميتهاى خاص است ، سنخيتى با آن مقدمات ندارد . اين عدم سنخيت كه در طرفين مقدمات و نتايج ديده مى شود ، محاسبات ما را در بارهء مسائل كمى و كيفى بهم مى ريزد . ولى در هر حال هيچ يك از طرفين و رابطه ميان آنها بىحساب نمى باشد ، زيرا هر نقطه اى را كه زير نظر بگيريم يا علتى است كه در جريان بوجود آوردن معلول است و يا معلولى است كه بدنبال علتى بوقوع پيوسته