ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - مسئلهء دوم - آزادى رو به اختيار
بخواهيم صحيحتر بگوئيم ، بايد بگوئيم : او را از گهواره بلند ميكنند و بزير خاك مى سپارند . گروه دوم - كسانى هستند كه مى گويند : قرار گرفتن آدمى در گهوارهء جبرى طبيعت همان دوران نوزادى او است ، همين كه اين دوران را سپرى كرد ، در همه چيز و در همهء موقعيتها از اختيار و آزادى برخوردار است .
تفريط اين گروه همواره در برابر افراط گروه يكم قرار گرفته در پوشاندن واقعيت هر دو نظر افراطى و تفريطى سهم بسزائى دارند .
مسئلهء دوم - آزادى رو به اختيار « حيات معقول » از مرحلهء رهائى شروع مى شود و از آزادى عبور ميكند و در مرحلهء والاى اختيار شكوفا مى شود . محققان حرفه اى غالبا ميان سه مرحلهء رهائى و آزادى و اختيار تفاوتى نمى گذارند ، در صورتى كه اين سه مرحله از همديگر متفاوت و داراى اختلاف اساسى مى باشند ، بدين ترتيب كه : ١ - رهائى ، عبارتست از برداشته شدن قيد و زنجيرى كه به نوعى از انواع پاىبند انسان شده است ، اعم از اين كه آن قيد و زنجير جسمانى باشد يا تعهدى قراردادى يا روانى ، مثلا كسى كه در زندان يا اطاقى محبوس شده است و از آن زندان يا اطاق رها مى گردد ، بدون اين كه وضع و موقعيت او پس از رها شدن منظور بوده باشد ، همچنين مانند كسى كه تعهدى دارد ، و با عمل به مفاد تعهد يا منحل شدن آن با رضايت طرفين ، از قيد آن تعهد رها شود ، بدون اين كه اين رها شدن تكليف بعد از رها شدن را تعيين نمايد ، همچنين است رها شدن از قيود روانى .
٢ - آزادى ، اين پديده عبارتست از رها بودن از قيد و زنجير باضافهء داشتن توانائى انتخاب يكى از راههائى كه در مقابل خود دارد . ملاحظه مى شود كه انسان در اين مرحله كه آزادى ناميده مى شود ، از استقلال و احساس شخصيت ، بيشتر از مرحلهء رهائى برخوردار است . ولى خود اين آزادى تعيين كنندهء نيكى