ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - نتيجهء دوم - معناى كلى هدايت عبارتست از به حركت در آوردن انسان در مسير هدفى كه شايستهء اوست
از تو برطرف نمايد .
بنا بر اين همان حكمت بالغه اى كه بوجود آمدن مخلوقات را باعث شده است ، همان حكمت موجب شده است كه آنها را از هر دو نوع هدايت برخوردار نمايد .
هدايت تكوينى چنانكه در اول اين مبحث گفتيم عبارتست از بجريان انداختن اجزاء و روابط تكوينى طبيعت و انسان در مجراى قانونى خود كه نظم دقيق حاكم بر آن دو قلمرو آنرا اثبات مى نمايد .
نتيجهء دوم - معناى كلى هدايت عبارتست از به حركت در آوردن انسان در مسير هدفى كه شايستهء اوست .
تحرك در اين مسير دو عامل دارد : عامل يكم - درك و تفكر و تعقل و هوش و اراده و اختيار در گزينش بهترين راهها و تنظيم هدفها و وسيلهها و ترتيب هدفهاى نسبى در راه وصول به هدف اعلاى « حيات معقول » .
عامل دوم - تلاش و فعاليتهاى عضلانى است در تنظيم رابطهء انسان با طبيعت و همنوعان خود . اكثر آيات وارده در قرآن در بارهء هدايت ، اين معناى كلى را در بردارد . مثلا آيهء شمارهء يكم كه مى گويد : هدى للمتقين يعنى اين كتاب براى كسانى كه در صدد اصلاح خويشتن و خوددارى از فرورفتن در لجن شهوات و هوى پرستى و خودكامگىها برمى آيند ، وسيلهء هدايت است .
يعنى اين قرآن درك و تفكر و تعقل و هوش و اختيار اين اشخاص را چنان تنظيم مى نمايد كه با بهترين وجه در راه وصول به « حيات معقول » به كار مى فتند .
و همين قرآن اشخاص جوياى تقوى را از امتيازات فعاليتهاى عضلانى در مسير « حيات معقول » آگاه مى سازد و به آن فعاليتها تحريك مى نمايد . بنا بر اين موضوع هدايت در مسئلهء شناخت فوق العاده با اهميت بوده و مى توان گفت : مبناى شناختهاى مفيد و اصيل بر هدايت استوار شده است . اگر ما نعمت هدايت پروردگارى را در مسئلهء شناخت و عمل در اين دنيا كنار بگذاريم شناختهاى ما هرگز از آشنائىهاى ناقص با مقدارى از پديدهاى جهان تجاوز