ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - نتيجهء سوم - آيهء شمارهء دوم ، هدايت را در هدايت خداوندى منحصر مى نمايد
خشك از قيافهء كسى كه عسل را خورده در حال لذت بردن است ، طعم حقيقى عسل را در كام آدمى بوجود نمى آورد . ثانيا كسى كه از سرگذشت بشرى آگاه است و ميداند كه اين موجود اغلب تحت تاثير عوامل بىپايهء خيالات و لذت پرستىها قرار مى گيرد و ميداند كه اين موجود براى حفظ و ادامهء زندگى خود بهر گونه پستىها تن داده است و ميداند كه انسانهائى كه با واقعيات و حقايق در ارتباط قرار مى گيرند ، همواره در اقليت اسفانگيز بودهاند و با تحريكاتى بىپايه با سرنوشت خود بازى ميكنند ، با اين اطلاعات چگونه مى توان از گفتار و كردار و انديشههاى بىاساس مردم جامعه اگر چه آنان در آن مسئلهء مطلوب اتفاق كلى داشته باشند ، انتظار راهنمائى داشت آن شاعر آگاه مى گويد :
< شعر > از پى رد و قبول عامه خود را خر مساز ز ان كه نبود كار عامى جز خرى يا خر خرى گاو را باور كنند اندر خدائى عاميان نوح را باور ندارند از پى پيغمبرى < / شعر > آن ديگرى مى گويد :
< شعر > مرا بروز قيامت غمى كه هست اينست كه روى مردم دنيا دوباره بايد ديد < / شعر > يك مغرب زمينى مى گويد : « ولتر به تنهائى از همهء مردم فرانسه كه بسوى يك مقصدى بوسيلهء شعار تحريك شدهاند ، عاقلتر است » يك مغرب زمينى ديگر كه راسل ناميده مى شود ، مى گويد : « اثر تعليم و تربيت در مردم بسيار اندك است .
البته نمى گويم كه هيچ اثرى ندارد ، بلكه مى گويم : تعليم و تربيت همان مقدار در انسانها اثر دارد كه در سگ خانه اى .
سگ خانه اى با تعليم و تربيت رام مى شود ، ولى گاهى هم پاى نامه رسان را گاز مى گيرد » . [١] و ايتهد هم مى گويد : « طبيعت بشرى آن قدر گره خورده است كه همهء
[١] برتر اندراسل افكار خود را بيان مى دارد - قسمت مذهب - مصاحبهء راسل - وايت .