ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - ٩ - اقتصاد در حيات معقول
مى توانست جامعهء خود را اصلاح نمايد ، بلكه بعضى از اين شخصيتها از چنان قواى عالى مغزى و رشد منطقى محض برخوردار بودهاند كه اگر آنرا در قابل درك ساختن و پذيرش « حيات معقول » بكار مى انداختند ، سير تاريخ « حيات طبيعى محض » ما را دگرگون مى كردند و بشر را براى ورود به تاريخ انسانى آماده مى كردند . آغاز اين رسالت از آن موقع شروع خواهد شد كه متصديان كارهاى سياسى واقعا بپذيرند كه آنان تعهد دارند كه « چيز » ها را به « كسها » مبدل بسازند .
٩ - اقتصاد در حيات معقول اگر ما بخواهيم مسائل اقتصادى را كه در درجهء اول از ضرورتهاى زندگى قرار دارد ، از ديدگاه « حيات طبيعى محض » بررسى نمائيم ، باين نتيجه خواهيم رسيد كه همان « صيانت ذات » ، « حب ذات » تا قدرت دارد آزادى فرد را تا مالكيت مطلق همهء موجودات عالم هستى امضاء ميكند ، چه رسد به مالكيت مواد معيشت مردم . حقيقت اينست كه ما معناى واقعى « حب ذات » را در « حيات طبيعى محض » نشناختهايم ، يا شناخت ما در بارهء آن بسيار ناقص و نارسا است و بهمين جهت است كه آنرا چنان بىاهميت مى دانيم كه مى گوئيم : كافى است كه روانشناسان و فلاسفه خود را در بارهء آن سرگرم كنند و جور ما را بكشند . ما زندگى مى كنيم ، صيانت يعنى چه ذات كدام است من كه مى خورم و مى آشامم و راه مى روم و كارم را هم انجام مى دهم و نمى دانيم كه اگر اين مسئله جدى گرفته نشود ، ادعاى مالكيت ما را نه تنها به مواد ضرورى زندگى كه در روى زمين بوسيلهء استهلاك مغز و عضلات انسانها بوجود مى آيد ، قانونى خواهد شمرد ، بلكه آناستاسها پيدا خواهند شد كه بنا بنوشتهء منتسكيو براى استنشاق از هوا ماليات مقرر خواهد فرمود كسانى پيدا خواهند شد كه انسانها را به فوق كهكشانها خواهند فرستاد كه ببخشيد اين زمين مال اين جانب