ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - شناخت پيوسته به وحى
وحى و رابطهء آن با من و شما چيزى نمى دانم ، من جز از آنچه كه بمن وحى مى شود پيروى نميكنم . در اين آيات قرآنى با صراحت كامل هر گونه مباهات و افتخار را كه ممكن است بسبب گيرندگى وحى ، براى پيامبر تصور شود ، نفى شده است . پيامبر نمى گويد : چون وحى بر من نازل مى شود و من با خدا چنين رابطهء بزرگى دارم ، پس مقدرات بشرى در دست من است پس اين منم كه در امر الوهيت با خدا شركت دارم پس اين منم كه بدون احتياج به مشيت الهى همه چيز را مى دانم و من داراى توانائى مطلق هستم از مطالعه كنندهء محترم تقاضا ميكنم كه در اينجا كمى توقف كند و بينديشيد كه آيا خود همين ارزيابى واقعى ، پيامبرى پيامبر را اثبات نمى كند بلى ، اگر بخواهيم بهترين و روشنترين دليلى براى ثبوت پيامبرى پيامبر اسلام بياوريم ، همين ارزيابى شگفتانگيز است كه بطور قطع وابستگى او را با خدا اثبات ميكند .
ما با روحيهء نوابغ و چشمگيران جوامع و ملل آشنائى داريم و مى دانيم كه هيچ نابغه و پيشتازى نيست مگر اين كه نبوغ و قدرت فكرى خود را وسيلهء آرايش و پيرايش موجوديت خود نموده ، اگر يك امتياز داشتهاند ، آن امتياز را وسيلهء برترى موجوديت خود بر ديگران تلقى نمودهاند . و اگر آن نابغه و پيشتاز از انسانيت و خودسازى برخوردار بوده باشد ، نتيجهء مزبور را كم و بيش ، بطور ناخودآگاه در درون خود احساس ميكند ، اگر چه به رخ مردم نكشد . آياتى كه در قرآن مجيد در فضايل پيامبر تذكراتى مى دهد متعدد است ، مانند : ١ - ( وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ) [١] ( و تو اى پيامبر بر اخلاقى عظيم استوارى ) .
٢ - ( ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ الله وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكانَ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) [٢] ( محمد « ص » مانند يكى از مردان شما نيست و لكن رسول خدا و خاتم پيامبران است و خداوند بهمه چيز دانا است ) .
[١] القلم آيهء ٤ .
[٢] الاحزاب آيهء ٤٠ .