ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - حيات معقول و راسيوناليسم
بارور شوند ، خود بخود توجيه ربانى را در زندگى پذيرفته و به فعاليت سالم در زندگى خواهند پرداخت . زيرا عقل و وجدان سالم انسانى بخوبى مى تواند مضار و معايب و ركود غوطه خوردن در « حيات طبيعى محض » را مخصوصا با مشاهدهء سرگذشت اسفانگيز تاريخ طبيعى حيات بشرى درك و در صدد اصلاح آن برآيد . هيچ كسى نمى تواند عقل و وجدان سالم را مانند خود اين دو پيك امين الهى ارزيابى نمايد . ارزيابى واقعى كه اين دو پيك امين در بارهء خود دارند ، وسيله بودن آن دو است براى تنظيم واقعيات و حقايقى كه بر آن دو عرضه ميشوند . واقعيات و حقايقى كه بر اين دو وسيلهء مقدس عرضه ميشوند ، اگر از جريانات طبيعى محض بشرى باشند ، بدون اين كه اين دو وسيلهء مقدس آنها را انكار و طرد نمايند ، براى تحصيل « حيات معقول » توجيه خواهند كرد ، يعنى از انسان متحرك به دور خود طبيعى انسانى خواهند ساخت كه با من حقيقى در جاذبهء « حيات معقول » قرار خواهد گرفت و از جانور خود - خواه و جنگ طلب [ براى تورم خود ] انسان اخلاقى خواهند ساخت . عقل و وجدان بشرى بوسيلهء همين دو نيرو نياز انسانها را به عنصر دوم كه مثبت تئوكراسى است ، اثبات ميكند .
دو - عنصر دوم - عبارتست از حاكميت خداوندى بر شئون بشرى نه بطور تجريدى و اسقاط عقول سليم و وجدانهاى پاك مردم از ارزش و فعاليتهاى مفيد و سازنده كه خود جلوه هائى از حاكميت خداوندى بر فرزندان آدم مى باشند .
در آيات مربوط به « حيات معقول » يكى از آيات مى گويد : « تا كسى كه مى خواهد زندگى كند ، زندگى او مستند به دليل روشن ( بنيه ) باشد » مسلم است كه اقامهء كنندهء اين دليل روشن عقول سليمه و وجدانهاى پاك مردم ميباشد . بهمين جهت است كه در اسلام حاكميت خداوندى داراى سه نمود است : نمود يكم - اصول و قوانين و تكاليفى است كه بوسيلهء پيامبر اكرم با اتكاء به وحى براى مردم ابلاغ مى شود . نمود دوم - عقول سليم و وجدانهاى پاك انسانهائى كه آنها را تفسير