ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - و شما در انتخاب يكى از دو يا چند راه آزاديد
هر كسى فقط در فكر نجات خويشتن است . زندگى شما در انديشهء خويشتن و فربه ساختن خود طبيعىتان مى گذرد . طبيعت زندگى بر مبناى خود محورى همين است كه نه حقى را از غارتگران حقوق مردم مى گيريد و نه از ذلتى كه شما را در خود فرو مى برد ، جلوگيرى مى نماييد .
اى انسانها حقوق خود را از غارتگران بگيريد
اى انسانها حقوق خود را از غارتگران بگيريد آن فرد و جامعه اى كه حقوق ديگران را پايمال مى كنند و از بين مى برند ، حيواناتى هستند مزاحم انسانها . آنها همان درنده ترين جانوران بسيار قديمى هستند كه دايناسورها ناميده شدهاند . و آن فرد و جامعه اى كه با داشتن توانائى ، حقوق خود را از آن حيوانات انسان نما نمى گيرند ، همان بردههاى ذليل هستند كه كارد را با دست خود تيز مى كنند و با كمال ذلت براى كشتن خود به دست همان حيوانات تقديم مى دارند با جرئت مى توان گفت : اگر مردم در هنگام ربودن حقشان به نشستن و تماشا كردن و تأسف خوردن قناعت نمى كردند و با شناخت معناى حق و عظمت آن از جاى خود برخاسته و براى گرفتن حق خود تلاش مى كردند ، نه تنها حق ربايان تاريخ ، آن همه جسارت به يغماگرى و ربودن حقوق مردم ناتوان نمى كردند ، بلكه وضع تاريخى كه بشر با خون و خونابه سپرى مى كند ، تغيير مى يافت و از دوران دايناسورها و غارنشينى به تاريخ انسانى گام مى گذاشت .
همان گونه كه ترس و زبونى صاحبان حق ، از قدرت آنان كاسته و بر جرئت حق ربايان مى افزايد ، شجاعت و شهامت صاحبان حق از قدرت حق ربايان كاسته و بر قدرت صاحبان حق مى افزايد .
همان گونه كه ترس و زبونى صاحبان حق ، از قدرت آنان كاسته و بر جرئت حق ربايان مى افزايد ، شجاعت و شهامت صاحبان حق از قدرت حق ربايان كاسته و بر قدرت صاحبان حق مى افزايد .
از دو اصل فوق ، نتايجى فوق العاده انسانى - الهى مى توان گرفت . از آن جمله : ١ - حق در ذات خود قدرتى دارد كه فقط كسانى مى توانند از آن برخوردار شوند كه حقيقت حق و عظمت آنرا به خوبى درك كرده باشند . به همين جهت است كه ما در طول تاريخ ، عده اى فراوان از انسانهاى شجاع و دلاور و با شهامتى را مى بينيم ، [ نه بى پرواهاى بىفكر ] كه انگيزه قدرت اراده و تصميم و اقدام آنان در شئون زندگى به