ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را بعنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقايق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند تلقى نمايد
شاعرى كه مى گويد :
< شعر > دو سر هر دو حلقهء هستى به حقيقت بهم تو پيوستى < / شعر > فوق آن تخيلات بىاساس است كه ذهن انسانهاى غوطه ور در اوهام بىپايه را به خود مشغول مى دارد و با كمال جرأت مى توان گفت مضمون اين بيت كه صورت هنرى شعرى دارد پاسخگوى عده فراوانى از مشكلات علمى و حكمى و عرفانى و اخلاقى ما مى باشد .
حقيقت اينست كه اگر كسى در علت يابى گامهاى بسيار بزرگ و با ارزشى كه تاكنون براى عالم بشريت برداشته شده است نتواند استناد آنها را به نداى درونى و آن نغمهء مقدس كه مى گويد : « در اين دنيا حتما بايد كارى كرد » درك كند ، نمى تواند تحليل قابل قبولى براى برداشته شدن آن گامهاى بزرگ و پر ارزش عرضه كند . آيا براى بايدها و شايدهايى كه پيشتازان معرفتى و گرديدنهاى تكاملى انسان و انسانيت بالاتر از عشق به برداشتن گام براى همنوعان و تقليل مشكلات و دردهاى بشرى و ايجاد اسباب زندگى با رفاه و آسايش علتى مى توانيد سراغ بدهيد بگذريم از كاروان سودجويان و لذت پرستان و خودكامگان دورانهاى معاصر كه همه چيز را با مقياس نفع شخصى و لذت و تورم خود طبيعى خويشتن مقايسه نموده و بشريت را تا حد دندانههاى ماشين ناآگاه تنزل دادهاند . زيرا همه مى دانيم كه تاريخ بشرى و عرصهء امتيازات و ارزشهاى بزرگ انسانى محدود به اين دورانهاى پر از تضاد و تناقض نبوده است كه با كمال صراحت نام آنرا دوران بيگانگى انسانها از خويشتن و از ديگر انسانها گذاشتهاند . همهء آن قضاياى تكليفى كه مربوط به صيانت ذات انسانى است ، از آن « بايدها » سرچشمه مى گيرد كه از اعماق ذات انسانى برمى آيند ، مانند ممنوعيت قتل نفس ، و نقض حقوقى كه حق بودن آنها اثبات شده است . اگر كسى ادعا كند كه من در درون خود ممنوعيت قتل نفس را نمى بينم همان گونه كه حق اظهار نظر در علوم انسانى را ندارد ، شايستگى گفتگو در اين گونه حقايق را نيز ندارد ، زيرا او كه منكر خويشتن است ، عاملى براى درك حقيقت در ذات خود ندارد . يعنى او خود را موجود نمى داند چگونه مى تواند وجود ديگران و ارزش آنرا به رسميت بشناسد