ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٧ - هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را بعنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقايق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند تلقى نمايد
مى توانند بوسيلهء آن چنين نظرى را بدهند ، بلكه مقصود آن است كه كسانى كه از دقت و عمق بيشترى در شناخت موجودات عالم هستى برخوردار نبوده و خود را از آن تفكر عميق محروم كردهاند و نمى توانند درك كنند كه در موجودات عالم وجود حقيقت و راز و عظمتى وجود دارد كه « آيت بودن » آنها را اثبات مى كند . مى توانند بخود اجازه بدهند كه بگويند از هستها ، بايدها در نمى آيند . بهر حال براى فهم نظم و قانون شگفت انگيز هستى و با آن فروغى كه بقول دانشمندان بزرگ همهء قرون و اعصار از پشت پردهء اين كيهان بزرگ ، در اين عرصهء قانونمند و زيباى هستى مى درخشد ، نياز زياد به تفكرات عميق در ساليان دراز ندارد و همچنين احتياجى به خواندن همهء صفحات كتاب هستى نيز مشاهده نمى شود . اگر اين مبحث بطول نمى انجاميد ، صدها جملات از بزرگترين جهان شناسان شرق و غرب در بارهء اثبات راز با عظمتى كه اين جهان را در برگرفته است ، نقل و مورد بررسى قرار مى داديم . اين جانب از مطالعه كنندگان صاحبنظر تقاضا مى كنم تنها براى نمونه به مبحث « آيا دين از علم و فلسفه جدا است » كه در همين كتاب دو بحث پيش از اين مطرح شده است ، مراجعه فرمايند .
هيچ متفكر اسلامى نمى تواند مطابق پندار بعضى از سطح نگران واقعيات عالم هستى را بعنوان يك عده موجوداتى كه همهء حقايق و ابعاد و سطوح آنها را در همان پديدهها و اشياء منحصر مى دانند [ كه در ارتباطات حسى آنها را درك مى كنند و ماوراى آنچه را كه با حواس درمى يابند منكر و يا ناديده مى گيرند ] تلقى نمايد .
با قطع نظر از اين كه دقت لازم در كائنات عالم هستى ، بعد آيات بودن آنها را بخوبى اثبات مى كند و انسان آگاه را از احساس راز دار بودن همين عالم برخوردار مى سازد ، از نظر منابع اصيل اسلامى اين كه موجودات عالم هستى داراى آياتى نمايانگر مشيت الهى و حكمت ربوبى مى باشند يك اصل قطعى است . و بديهى است كه بعد آيات بودن موجودات عالم هستى مستلزم اينست كه انسانهاى عاقل و داراى احساس را به « بايد و شايد » هاى تكليفى تحريك نمايد . زيرا وقتى كه انسان پذيرفت كه واقعيات عالم هستى جلوه گاه حكمت و مشيت بالغهء خداونديست ، اعتراف