ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٥ - اين حقيقت كه انسانها استعداد زندگى با ارزشها و معنويات را در خود دارند ، يكى از بهترين دلايل هماهنگى ١٧١ هستها ١٨٧ با ١٧١ بايدها و شايدها ١٨٧ و استنتاج ١٧١ بايدها و شايدها ١٨٧ از ١٧١ هستها ١٨٧ مى باشد
مى ورزد . او وجود خود را نيز منكر است ، چگونه مى تواند با آن وجود خيالىاش حقيقتى اصيل را اثبات يا نفى كند .
تاكنون ديده نشده است كه يك انسان به خاك يا سنگ يا درخت يا حيوانى بگويد : « كه اى موجود ، عادل باش » « اى موجود از زيباييها لذت ببر » « اى موجود ، در راه خدمت به همنوعان خود فداكارى كن و گذشت داشته باش » « اى موجود ، حقوق ديگران را پايمال مكن » « اى موجود ، به اين سه سؤال بسيار ريشه دار ( از كجا آمده اى و به كجا مى روى و براى چه آمده اى ) پاسخ قانع كننده اى تهيه كن » « اى موجود ، هر چه هستى بيا از خود خواهى و خود محورى و خودكامگى دست بردار » آرى ، هرگز به موجود غير انسانى از اين گونه دستورات و توصيهها و بايدها و شايدها گفته نشده است . ولى اى انسان ، فقط براى تو اين دستورات و توصيهها و تكاليف متوجه شده است . و خود تو هم بهتر از همه مى دانى كه اين اوامر و تكاليف براى غير نوع انسانى با هيچ منطق و علمى صحيح نيست . آيا تاكنون شنيده اى كه يك انسان خطاب به گربهء خود بگويد : تو بايد و شايد هگل باشى تو بايد و شايد جلال الدين مولوى باشى آيا تاكنون شنيدهايد كه يك نفر برود در بيابان و به كوهها و صخرهها و عقربها و مارها بگويد : كه بايد و شايد كه همهء شماها يك مدينهء فاضله اى كه امثال افلاطون آن را آرزو مى كردند بوجود بياوريد بس است ، گمان مى رود كه هر آگاهى اين حقيقت را بپذيرد كه تنها و تنها انسان است كه طرف توجه آن دستورات و آن بايدها و شايدها مى باشد ، زيرا او در ذات خود استعداد آنرا دارد كه از آنها بهره مند گردد فرهنگها بوجود بياورد و با علوم و جهان بينىها مغز خود را در مسير تكامل قرار بدهد و با عمل به اخلاق شريف انسانى و با پذيرش مذهبى كه بر مبناى فطرت سليم انسانها پايه گذارى شده است ، به « حيات معقول » خود در مسير انا للَّه و انا اليه راجعون توفيق پيدا كند .
با قبول اين مسئله است كه ما مى توانيم اين اصل را كه هر بايد و شايد ريشه در ذات انسانها دارد و ما مى توانيم بلكه ما بايد در بثمر رساندن آن ريشهها بوسيلهء آشنا ساختن آنان با ضرورت و عظمت آن « بايدها و شايدها » نهايت كوشش را بعمل بياوريم ، تا بتوانيم انسان را از يك حيات طبيعى محض كه با مقدمات اختيارى خود را