ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - مطلب دوم - عامل و طرق متنوع كشف قوانين علمى
استعداد دريافت قانونمندى موجودات عالم هستى را به فعليت رسانيده است . و بهر حال از آن دوران كه بشر با ديدگاه علمى با موجودات ارتباط برقرار نموده است ، نخستين و اساسىترين انگيزهء او براى پيگردى از قوانين هستى همان دريافت اصيل بوده است كه امروزه سؤال از علت آن شايد خنده دار بوده باشد .
براى كشف قوانين علمى طرقى متنوع وجود دارد كه بعضى از آنها داراى مراحلى است كه ذهن آدمى براى رسيدن به علم در بارهء آن قانون بايد از آنها عبور نمايد . ترتيب مراحلى را كه بايد ذهن از آنها عبور نمايد به قرار ذيل است : مرحلهء يكم - ارتباط پيدا كردن حواس يا هر دستگاه و ابزارى كه براى گسترش و دقيقتر ساختن دريافت موضوع تعبيه شدهاند . و همچنين برقرار شدن ارتباط ميان وسائل و عوامل دريافت درونى كه حواس درونى ناميده شوند . و به قول مولوى :
< شعر > درك وجدانى بجاى حس بود هر دو در يك جدول اى عم مى رود < / شعر > مرحلهء دوم - عمل تجربه و تكميل مشاهده به وسيلهء حواس و يا دستگاههاى تعبيه شده براى گسترده تر و دقيقتر شدن ارتباط در بارهء موضوعات . در اين مرحله است كه استقراء و پيگيرىهاى ضرورى صورت مى گيرد و كليت قضيه پس از سپرى شدن مراحل لازم براى دريافت قانون علمى پى ريزى مى گردد .
مرحلهء سوم - تصفيهء موارد ابهام انگيز و موارد استثنائى و تحقيق در اين باره كه آيا اين موارد قابل تطبيق با قانون مورد تحقيق خواهند بود يا نه و در صورت عدم امكان انطباق آن موارد ، ضررى به كليت قانون خواهد زد يا دائرهء قانون تنگتر مى گردد مرحلهء چهارم - بوجود آمدن يك قضيهء كلى به عنوان قانون در ذهن شخص محقق كه آن قانون را از عرصهء موجودات مشخص و جزئى انتزاع نموده است . پس از اين مرحله قانون كلى هم براى كشف كنندهء آن و هم براى كسانى كه علم به آن پيدا خواهند كرد ( از راه درس و آزمايش و تحقيق و مطالعه و غير ذلك ) يك قضيهء كلى است كه در ذهن همهء آگاهان به آن قانون مورد اشراف و توجه نفس يا « من » و يا هر نيروى مغزى بوده باشد كه مورد قبول شخص عالم است . البته بديهى است كه شخص عالم