ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - ١٤ - ١٧١ تشخيص اين كه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده اى است كه به جهان شكل مى دهد
است كه صاحبنظران آگاه را متوجه اين حقيقت كرده است كه انسان به اضافهء داشتن بعد مادى داراى ابعاد اخلاقى و معنوى و روحى بسيار مهم مى باشد كه بدون مراعات آنها بقاى او در سيارهء مسكونى كه آنرا زمين ناميده است در خطر جدى قرار مى گيرد .
آيا همين جريان اثبات نمى كند كه صاحبنظران خود باخته در مورد تفسير علم ، بطور ضرورى و لازم بايد از هم اكنون در بارهء تعريف علم تجديد نظر كنند و آنرا بطورى تعريف نمايند كه به نابودى خود آنان منتهى نگردد و باعث نشود كه امروز با نوشتن كتابهايى مانند ( انسان موجود ناشناخته - الكسيس كارل و انسان مسلح و انسان گرسنه - ويلى برانت و هشت گناه بزرگ انسان متمدن - كنرا دلرانتس و امثال اين بيانيهها ) نهايت ضعف خود را در برابر زندگى به اثبات برساند . ما اين مسئله را به عنوان يكى از راه حلهايى كه براى رهايى بشر از كابوس نابودى لازم است ، پس از بررسى و تحقيق در جملات بيانيه مشروحا مطرح خواهيم نمود .
١٤ - « تشخيص اين كه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده اى است كه به جهان شكل مى دهد ديد بشر را نسبت به خود بسط مى دهد و او را قادر مى سازد كه خودخواهى را كه سبب اصلى ناهماهنگى ( ناسازگارى ) ميان افراد بشر و ميان انسان و طبيعت است كنار بگذارد . « به عقيدهء ما در اين بيانيه عواملى قابل توجه در بارهء رسيدن انسان به مرز تباهى تذكر داده شده است ، يكى از اساسىترين آن عوامل همين است كه در جملهء مورد بررسى مى بينيم ، اين عامل عبارتست از بيمارى بسيار خطرناك » خودخواهى « كه گمان نمى رود كسى در قبح و وقاحت آن كوچكترين ترديدى به خود راه بدهد . همهء كتب روانى و اخلاقى و همهء منابع مذهبى و بطور كلى هر اثرى كه در بارهء انسان و انسانيت مسئلهء سازنده اى را مطرح كرده است در بارهء زشتى اين بيمارى خانمانسوز صحبت به ميان آورده است و هر فيلسوف و دانشمند و صاحبنظرى كه با انسان سر و كار داشته است در صدد تشخيص اقسام و هويت و نتايج اين مرض تباه كننده برآمده است . با اين حال بدان جهت كه تعليم و تربيتهاى صحيح بطور جدى براى تعديل خودخواهى بكار گرفته نشده است ، لذا در تمامى ادوار تاريخ اين بيمارى بسيار سهمگين و در عين حال خوشايند ، همه را مبتلا ساخته و كمتر كسانى بودهاند كه