ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - و از خطبه ايست از آن حضرت در ذكر پيمانهها و ابزار سنجشها
سند آن دين است . اين دين عبارتست از احساس تكليف و انجام آن در فوق سوداگرىهاى پست و رذل كه خود ضد خواستههاى اصيل شخصيت آدمى مى باشند .
آرى ، شما مديون هستيد و بى اعتنايى و ناديده گرفتن آن ، بهيچ وجه از عظمت و جدى بودن آن نمى كاهد ، همان گونه كه بى اعتنايى و ناديده گرفتن كودكان پديدهء حياتى تنفس را از عظمت و اهميت حياتى تنفس نمى كاهد . بياييد در اهميت اين ديون كه بر عهده داريم مسامحه ننماييم بگذاريد نام بلند انسان برفراز و اعصار بدرخشد . ما در اين مبحث دو نوع دين براى انسانها مطرح نموديم : نوع يكم - دينى است كه از مواد و حقايق طبيعت گرفته و موجوديت طبيعى خود را با آنها اداره ميكند . اين همان دين بسيار ساده و همه فهم است كه هيچ كسى در لزوم اداى آن ترديدى نكرده است . اعضاى مادى كالبد ما و اجزاى ساختارى مغز و سازمان روانى ما كه همه و همه در همين جايگاه تلاقى مواد و صور و تلاقى خطوط و امواج تفكرات و توهمات و انديشهها از طبيعت و مجارى آن گرفته شده است استرداد مى گردد ، تا آن گاه كه براى روز بازخواست از اعمال و اقوال و نيتها كه همان قيامت است بار ديگر متشكل شوند و مركبهاى ارواح را بصورت قفسهاى كالبد مادى متشكل بسازند و از عهدهء مسئوليتها برآيند .
نوع دوم - آن دين اصلى است كه مى بايست براى به ثمر رساندن شخصيت در اين دنيا ادا شود . اين دين را فقط اديان الهى توانستهاند تعيين كنند كه شخصيت آدمى از كدامين طرق و با چه وسائلى بايد رهسپار كمال خود شود و به ثمر برسد .
٦ ، ٧ - و قد أصبحتم فى زمن لا يزداد الخير فيه إلَّا إدبارا ، و لا الشّرّ فيه إلَّا إقبالا ، و لا الشّيطان فى هلاك النّاس إلَّا طمعا . فهذا أوان قويت عدّته و عمّت مكيدته و أمكنت فريسته . ( شما در زمانى قرار گرفتهايد كه بر اعراض مردم از خير و روى آوردن آنان به شر مى افزايد ( همچنان ) طمع شيطان براى گمراه ساختن مردم رو به زيادت است . هم اكنون روزگار تقويت شدن وسائل آن خبيث نابكار است براى تباه ساختن فرزندان آدم ( ع ) ، و فراگير شدن نيرنگ بازى او ، و سلطه بر شكارش )