ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و هشتم
ترجمهء خطبهء صد و بيست و هشتم در اين خطبه حضرت از فتنههاى بصره خبر مى دهد اى احنف ، گويى آن مرد را مى بينم با لشكرى در حركت است كه براى آن نه غبارى است و نه بانگىنه آوازى از جويدن لگامهاى اسبانش برمى آيدو نه صدائى از هيجان آنهازمين را با قدمهاى خود آن چنان زير و رو كنند كه گويى قدمهاى شتر مرغان است .
( شريف رضى گفته است : أمير المؤمنين عليه السلام در اين توصيفات به صاحب زنج اشاره مى كند ) سپس فرمود : واى بر آن كوچههاى آبادتانو خانههاى نگارينتان كه بالهايى مانند بالهاى كركسانو ناودانهايى همانند خرطومهاى فيل دارند . از آن لشكريان كسانى هستند كه به كشته شدگان آنان ناله اى سر داده نمى شود و از آنكه ناپديد گشته است جستجويى صورت نمى گيردمن دنيا را بر رويش انداختمو حقيقت او را شناختم و بر مبناى آنچه كه هست با آن ارتباط برقرار نمودمو با چشمى كه بايد در آن نگريست در او نظاره كردم .
از همين خطبه است كه اتراك را توصيف مى فرمايد : گويى مى بينم آنانرا صورتهايى دارند مانند سپرهايى تو در توآنان ابريشم و ديبا مى پوشنداسبهاى بگزيده يدك مى كشنددر آن مكان چنان كشتارى شود كه مجروح از روى كشته شده عبور كندو فرار كنندهء لشكريانش كمتر از اسيران آنها