الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨ - معانى«اما»
امّا ان تتكلم بخير و امّا ان تسكت.
و نظير قول مثقّب عبدى كه گفته:
|
فامّا ان تكون اخى بصدق |
فاعرف منك غثى من سمينى |
|
|
و الّاا فاطّرحنى و اتخذنى |
عدوّا اتّقيك و تتّقينى |
يعنى: پس يا اينستكه يار و دوست من هستى براستى در نتيجه من بواسطه تو رفعت و علوّ خود را از پستى و ذلّت خويش تشخيص مىدهم و در غير اينصورت طرح كن و دور گردان من را از خود و دشمنم قرار بده تا از تو پرهيز كرده و تو نيز از من بپرهيزى.
كه على القاعده بايد بگويد:
امّا ان تكون اخى بصدق و امّا فاطّرحنى و اتخذنى ...
و گاهى از « امّا » اوّلى در لفظ مستغنى مىباشيم لذا تركش مىكنيم مانند قول نمير بن تولب:
سقته الرّواعد من صيتف الخ.
كه بايد گفت:
سقته الرّواعد امّا من صيّف الخ.
و قبلا شرح آن گذشت و همچون قول ذو الرّمه.
|
تلمّ بدار قد تقادم عهدها |
و امّا باموات المّ خيالها |
يعنى: يا فرود آمدى در خانهاى كه زمانى از آن گذشته و كهنه گرديده و يا در مقابر امواتى كه خيال و تصورّ آنها نازل گرديده است.
تقدير آن چنين است:
تلمّ امّا بدار قد تقادم عهدها و امّا باموات الخ.