الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦ - معانى«اما»
ابن شجرى در اينجا مرتكب گمان و وهم شده لذا آيه شريفه «امّايعذبهم و امّا يتوب عليهم» را كه گفتيم « امّا » در آن بمعناى ايهام است از قبيل سوّم دانسته يعنى گفته است « امّا » در آن بمعناى تخيير مىباشد و چنانچه اشاره كرديم اين پندار صحيح نبوده بلكه صرف گمان مىباشد.
٤- اباحه همچون:
تعلّم امّا فقها و امّا نحوا (بياموز يا فقه و يا نحو).
مثال ديگر:
جالس امّا الحسن و امّا ابن سيرين (آميزش و معاشرت نما يا با حسن و يا با ابن سيرين). و اين معنا در فرضى است كه جمع بين دو طرف ممكن باشد.
البته جماعتى از ادباء در ثبوت اين معنا براى « امّا » بمنازعه و مخاصمه پرداختهاند در حاليكه قبول دارند « او » واجد ايمعنا مىباشد.
٥- تفصيل چنانچه در آيه شريفه ذيل باينمعنا مىباشد:
امّا شاكرا و امّا كفورا ( ما راه حق و باطل را بانسان نشان داديم دستهاى شكر اين نعمت گذارده و گروهى آن را كفران كنند).
و اين معنا در جائى است كه ابتداء مطلبى را بطور سربسته و مجمل بيان كرده و سپس در مقام تفصيل و توضيحش بر مىآيند.
لازم بتذكّر است نصب « شاكرا » و معطوف بآن يعنى « كفورا » بنابر اينستكه هر دوحال مقدّره باشند.
كوفيّون اجازه دادهاند كه در « امّا » تفصيليّه « ان » شرطيّه بوده و « ما » زائده باشد و مكّى گفته است:
بصريّون اجازه نميدهند اسم پهلوى ادات شرط درآيد مگر در جائى كه بعد از اسم مزبور فعلى بوده كه فعل محذوف بين « انّ » و اسم را تفسير كند مانند:
و ان امرأة خافت (و اگر زنى ازشوهرش بيم آن داشت كه ...).
چه آنكه بين « ان » و « امرأة » فعلى مقدّر است كه « خافت » مفسّر آن مىباشد.