الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥١ - رأى ثعلب در آيه شريفه مذكور
استهلّت: فعل ماضى، مفرد، مؤنث، غائب، ثلاثى مزيد، باب استفعال، خبر براى « ايهما » .
مواطره: اسم، جمع ماطره، مضاف و مضافاليه، فاعل است براى « استهلت » .
قوله: لننزعنّ من كلّ شيعة ايّهم اشدّ: آيه (٦٩) از سوره مريم.
تجزيه و تركيب
لام: حرف، غير عامل براى تأكيد.
ننزعن: فعل مضارع، صيغه متكلم مع الغير، ثلاثى مجرّد، از باب منع، يمنع، معلوم، متعدى، مؤكّد به نون تأكيد ثقيله، فعل و فاعل.
من: حرف جرّ، عامل، مبنى.
كلّ: اسم، مجرور به « من » ، متعلق به « ننزعنّ » ، مضاف.
شيعة: مضافاليه.
اىّ: اسم، مضاف، موصوله، مفعول براى « ننزعنّ » ، مبنى بر ضمّ.
هم: مضافاليه.
اشد: اسم تفضيل، مفرد، خبر براى مبتداء، محذوف و جمله اسميه، صله و عائد براى « اىّ » .
قوله: قاله سيبويه: ضمير منصوبى در « قاله » به موصول بودن « اىّ » در آيه راجع است.
قوله: و خالفه الكوفيون و جماعة: ضمير منصوبى در « خالفه » به سيبويه عود مىكند.
قوله: لانّهم يرون انّ ايّا: ضمير در « لانّهم » به كوفيون و جماعت راجع است.
قوله: كالشرطيه و الاستفهاميه: يعنى همانطورى كه ايندو قسم از « اىّ » دائما معرب هستند، قسم موصولهاش نيز بايد هميشه معرب باشد.