الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - جواب برخى از ادباء از دليل دوم
همچون قسم قبلى است مانند:
لا لزمنّك او تقضينى حقّى (البتّه البتّه ملازم و همراهت خواهم بود تا حقّ من را بدهى) شاهد در « او » است كه بمعناى « الى » مىباشد لذا « تقضينى » بعد از آن به « ان » مقدّره منصوب شده است.
و مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
لاستسهلنّ الصّعب او ادرك المنى |
فما انقادت الآمال الّا لصابر |
يعنى: هر آينه البته البته صبر كردن بر دشواريها را سهل و آسان مىشمارم تا آنكه به آرزوهايم برسم، پس آرزوها منقاد و مطيع كسى نشده مگر براى شخص شكيبا و صابر.
شاهد ار « او » است كه بمعناى « الى » بوده و « ادرك » بعد از آن به « ان » مقدّره منصوب شده است.
قابل توجّه آنكه كسانيكه در آيه سابق الذكر « او تفرضوا» را منصوب دانستهاند اجازه دادهاند كه « او » بمعناى « الى » نيز باشد و بدين ترتيب « او تفرضوا» غايت براى نفى جناح مىشود نه براى نفى مسيس.
و برخى از ادباء « او » در آيه را بمعناى « واو » دانستهاند.
١٠- بمعناى تقريب مانند:
ما ادرى اسلّم او ودّع (نمىدانم آيا سلام نمود يا وداع و خداحافظى كرد).
اينمعنا را حريرى و غير او ذكر كردهاند.
١١- بمعناى شرطيّه مانند:
لاضربنّه عاش او مات (هر آينه البتّه البتّه او را خواهم زد چه زنده بماند و چه بميرد).
تقدير اينكلام چنين است:
لاضربنّه ان عاش بعد الضرب و ان مات (هر آينه او را خواهم زد چه بعد از زدن