الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٨ - انتقادات مصنف به كلام زمخشرى
على: حرف جرّ.
المؤمنين: اسم فاعل، جمع، مجرور به « على » .
اذ: اسم، ظرف، محلّا مرفوع تا بگفته زمخشرى مبتداء باشد خبرش « من منّ اللّه» مىباشد كه مقدم گرديده.
بعث: فعل ماضى، مفرد، مذكر، غائب و ضمير مستتر در آن فاعلش مىباشد.
فيهم: جار و مجرور، متعلّق به « بعث » .
رسولا: مفعول براى « بعث » .
قوله: ان يكون التقدير منّه اذ بعث: طبق اين تقدير « اذ » خبر است براى مبتداء محذوف كه « منّه » باشد.
قوله: قمقتضى هذا الوجه: يعنى هذا الوجه الاخير.
قوله: تنظيره بالمثال: اضافه « تنظير » به ضمير از قبيل اضافه مصدر بمفعول است و ضمير فاعلى به زمخشرى راجع بوده و ضمير مجرورى كه در واقع مفعول است به ما قاله الزمخشرى راجع است و ميتوان اضافه مزبور را از باب اضافه مصدر بفاعل دانست كه در اينصورت ضمير مجرورى كه در واقع فاعل است به زمخشرى بر مىگردد.
قوله: ثمّ ظاهره: يعنى ظاهر كلام زمخشرى.
قوله: جوّز عبد القاهر: وى ابو بكر عبد القاهر بن عبد الرحمن الجرجانى بوده كه از ائمه علماء علم بلاغت محسوب شده و ضمنا به علم نحو و ادب و لغت وقوفى كامل داشته است و از تأليفات وى كتاب دلائلل الاعجاز و اسرار البلاغة را ميتوان ياد نمود.
قوله: كونها فى موضع رفع: ضمير در « كونها » به « اذا » در مثال مذكور راجع است.
قوله: و المبتداء على الخبر: مقصود از « مبتداء » كلمه « اذ » است در آيه شريفه و از « خبر » لفظ « اذا » است در مثال مذكور چه آنكه طبق تقدير زمخشرى « اذ » در آيه مبتداء واقع شده و در « اذا » در مثال خبر قرار گرفته است.