الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠ - معانى دوازدهگانه براى«او»
اطاع احدهما در حاليكه از اينفعل نهى شده بود پس انجام هيچكدام جايز نيست و ملخص كلام آنكه:
« لاء » ناهيه در كلام داخل شده براى نهى از چيزى كه قبلا مباح بوده پرواضح است بعد از دخول لاء امر مباح حرام و ممنوع مىگردد.
و همچنين است در جائيكه لاء ناهيه در كلامى داخل شود كه « او » در آن بمعناى تخيير است و سيرافى نيز با آنچه ما گفتيم موافق است.
ابن مالك گفته است:
اكثر مواردى كه « او » براى اباحه مىباشد آنجائى است كه متكلم كلام را بمنظور تشبيه يا تقدير آورده مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده:
فهى كالحجارة او اشدّ قسوة ( پس اين قلوب و دلها همچون سنگ يا قسىتر از آن مىباشند).
در اين آيه خداوند متعال قلوب جماعت مورد نظر را از جهت قساوت به سنگ تشبيه فرموده لذا « او » در آن بمعناى اباحه مىباشد.
و نظير اين آيه شريفه:
فكان قاب قوسين او ادنى ( بدان نزديكى كه با او بقدر دو كمان يا نزديكتر از آن شد).
در اين آيه شريفه حقتعالى نزديك شدن جبرئيل امين بوجود مبارك ختمى مرتبت را باندازه دو كمان يا كمتر مقدّر و معيّن فرموده از اينرو كلمه « او » در آن بمعناى اباحه مىباشد.
بهر صورت ابن مالك معناى اباحه و استفاده آن از « او » را اختصاص بموردى نداده كه قبل از آن طلب باشد.
شرح
قوله: لبثنا يوما او بعض يوم: آيه (١١٣) از سوره مؤمنون.