الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٤ - رأى ثعلب در آيه شريفه مذكور
بنى مالك: مضاف و مضافاليه، مفعول براى « لقيت » .
فاء: رابط جواب.
سلّم: فعل امر، مفرد، مذكر، حاضر، جواب براى شرط. فعل و فاعل و فاعلش ضميرى است كه در آن وجوبا مستتر مىباشد.
على: حرف جرّ.
ايّهم: مضاف و مضافاليه و مضاف « اىّ » موصوله است كه لفظا مبنى بر ضمّ بوده و محلّا مجرور است به « على » .
افضل: اسم تفضيل، خبر است براى مبتداء محذوف كه صدر صله براى « اىّ » باشد و تقدير آن: ايّهم هو افضل مىباشد.
قوله: يروى بضم اىّ: اشاره است باينكه روايت جرّ شاهد براى ردّ حضرات نمىباشد.
قوله: و حروف الجرّ لا تعلّق: اينكلام ردّ است بر يونس بشرحى كه گذشت.
قوله: و لا يجوز حذف المجرور الخ: اين عبارت ردّ است بر خليل به بيانى كه نقل شد.
قوله: و لا يستأنف ما بعد الجار: اين كلام ردّ است بر اخفش و كسائى به تفصيلى كه قبلا بيان نموديم.
قوله: كونها موصولة: ضمير در « كونها » به « اىّ » در آيه شريفه راجع است.
قوله: فقدّروا متعلّق النزع: مقصود از « متعلّق النزع» مفعول نزع مىباشد.
قوله: ثمّ قدّر انه سئل: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ثمّ حذف المبتدآن: مقصود ضمير « هو » قبل از « الذى » و بعد از آن مىباشد.
قوله: و فيه تعسّف: ضمير در « فيه » به تقدير زمخشرى و جماعت راجع است.
قوله: و سيأتى ذلك عن ثعلب: مشاراليه « ذلك » كون اى الموصولة لا تكون مبتداء