الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٧ - (أي) بالفتح و السكون
يعنى: بسوى من چشمت را مىاندازى يعنى بچشم اشاره مىكنى كه تو گناهكار هستى و دشمن ميدارى من را ولى من تو را دشمن نمىدارم.
شاهد در « اى » بوده كه جمله « ترميننى » را تفسير نموده است.
تنبيه و تبصره
هرگاه كلمه « اى » مفسّره بعد از قول « تقول » و پيش از فعلى كه بضمير اسناد داده شده قرار بگيرد مىبايد ضمير را حكايت نمود.
مقصود از « حكايت ضمير» آنستكه ضمير بعد از « اى » از نظر صيغه متكلمو غيبت و خطاب و افراد و تثنيه و جمع بايد با ضمير قبل از آن مطابق باشد مانند:
تقول استكتمته الحديث اى سئلته كتمانه (از او استكتام حديث نمودم يعنى از وى كتمان و مخفى نمودن حديث را پرسيدم).
در اينمثال ضمير مسنداليه « سئلته » يعنى « تاء » مضموم بوده يعنى متكلم است چنانچه ضمير مسنداليه در فعل قبل از آن كه « استكتمته » باشد نيز ضمير متكلم مىباشد.
لازم بتذكّر است اگر رد مثال مذكور بجاى « اى » لفظ « اذا » بكار رود « تاء » در « سئلته » را بايد فتحه داد زيرا « اذا » ظرف است براى « تقول » و معناى عبارت چنين ميشود:
در هنگامى كه از كتمان و مخفى داشتن حديث سؤال ميشوى مىگوئى:
از او حديث را استكتام نمودم.
برخى از ادباء قاعدهاى را كه در ذيل « تنبيه و تبصره» آورديم بنظم درآورده و گفتهاند:
|
اذا كنت باى فعلا تفسّره |
فضمّ تاءك فيه ضمّ معترف |
|
|
و ان تكن باذا يوما تفسّره |
ففتحة التّاء امر غير مختلف |
يعنى: زمانيكه بواسطه « اىّ » فعلى را تفسير نمودى، پس تاء خودت را در آن فعل ضمّه