الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - شرح وجود معناى تأكيد در«اما»
٢- خبر مانند: امّا فى الدّار فزيد.
در اينمثال « فى الدّار» خبر بوده و « زيد » مبتداء و چنانچه ملاحظه مىكنيم بين « امّا » و « فاء » خبر فاصله شده.
البتّه صفّار چنين پنداشته كه فاصله شدن خبر بين امّا و فاء نادر و كم است.
٣- جمله شرط مثل:
فامّا ان كان من المقرّبين فروح و ريحان . ( پس امّا اگر از مقربين درگاه الهى باشد آنجا در آسايش و نعمت ابدى است).
شاهد در جمله «انكان من المقرّبين» بوده كه جمله شرطيه است و بين « امّا » و « فاء » فاصله گرديده.
٤- اسمى كه لفظا يا محلّا بواسطه جواب منصوب گرديده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فامّا اليتيم فلا تقهر ( امّا يتيم را پس مورد قهر قرار مده).
شاهد در كلمه « يتيم » است كه بواسطه « لا تقهر» منصوب شده و بين « امّا » و « فاء » فاصله گرديده است.
٥- اسمى كه لفظا يا محلّا منصوب بوده و معمول باشد براى عامل محذوف كه مفسّر آن ما بعد فاء باشد مانند:
امّا زيدا فاضربه (امّا بزن زيد را).
شاهد در « زيدا » است كه منصوب به « اضرب » بوده و آن بعد از « امّا » حذف شده و مفسّرش « فاضربه » مىباشد.
و نظير قرائت برخى از قرّاء در اين آيه شريفه:
و امّا ثمود فهديناهم ( امّا هدايت نموديم ما قوم ثمود را).
شاهد در « ثمود » است كه بواسطه « هدينا » محذوف منصوب شده و مفسّر آن « هديناهم » است كه مذكور مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد: