الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - معناى چهارم«الا»
بمعناى « تمنّى » است سه خصيصه دارد كه در آندو نمىباشد و آن سه خصيصه عبارتند از:
الف: آنكه نه لفظا و نه تقديرا برايش خبرى نمىباشد.
ب: جايز نيست مراعات محلّ آن با اسمش را نموده و بنابراين ابتدائيت محلّ را مرفوع قرار دارد و در نتيجه كلمهاى را مرفوعا بآن عطف نمائيم.
ج: جايز نيست آنرا ملغا از عمل قرار داده اگر چه در عبارت تكرار شود.
شرح
امّا وجه اوّل اينستكه كلمه « الا » بمعناى « اتمنى » بوده و اتمنى نياز به خبر ندارد.
و امّا وجه دوّم و سوّم آنستكه « الا » بمنزله « ليت » است پس همانطوريكه مراعات محل ليت با اسمش جايز نيست و همچنين نميتوان آنرا ملغا قرار داد ولو در صورت تكرار « الا » نيز كه در حكم آن است اينچنين مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
آنچه گفتيم قول و رأى سيبويه و موافقين او مىباشد، بنابراين عبارت « مستطاع رجوعه» مبتداء و خبر بوده كه مقدّم و مؤخّر آمدهاند و اينجمله صفت دوّم است كه تابع براى لفظ « عمر » آورده شده و بايد توجّه داشت كه نميتوان « مستطاع » را خبر يا نعت براى محلّ « عمر » قرار داده و « رجوعه » را در هردو فرض مرفوع بآن دانست و علّتش همان بيانى است كه ايراد نموديم.
شرح
قوله: الا اصطبار لسلمى ام لها جلد:
تجزيه و تركيب
ألا: مركب از همزه استفهاميه و لاء نافيه.