الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤ - معناى«اما العبيد فذو عبيد»
امّا ذا كنتم تعملون ( آيا در مقام عمل با آن آيات چه كرديد).
و نيز در قول شاعر يعنى عبّاس بن مرداس سلمى كه گفته:
|
ابا خراشة امّا انت ذانفر |
فانّ قومى لا يأكلهم الضّبع |
يعنى: اى ابا خراشه اگر فخر مىكنى بجهت بودن تو صاحب جمعيت همانا قوم و ياران من را كفتار نخورده است يعنى ضعيف و ناتوان نيستند.
از قسم « امّا » مورد بحث نبوده بلكه هم در آيه و هم در بيت شاعر لفظى است مركب از دو كلمه منتهى در آيه مركب است از « ام منقطعه» و « ماء استفهاميه» كه دو تا ميمها بخاطر تماثلشان در هم ادغام شده و پس از آن بصورت « امّا » درآمده و در بيت مركب است از « ان مصدريه» و « ماء زائده» و اصل آن:
لان كنت ذانفر الخ بوده كه بمنظور اختصار ابتداء حرف جرّ يعنى « لام » و پس از آن « كان » را حذف كردهدر نتيجه ضمير متّصل به « كان » را بصورت منفصل ثبت كرديم زيرا كلمه متّصل بآن حذف گرديد و قاعده اينستكه در چنين مواردى ضمير متّصل به منفصل بدل ميشود و بهر صورت پس از اين امر « ماء » زائده را عوض از « كان » محذوف آورده و چون نون از « ان » و ميم از « ما » با هم قريب المخرج بودند در هم ادغام كرديم به « امّا » مبدل گشت.
شرح
قوله: انّه سمع الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و كلمه « سمع » بصيغه مجهول ميباشد.
قوله: بالنصب: بنابر اينكه « العبيد » مفعول به باشد براى فعلى كه « امّا » نائب از آن است.
قوله: و فيه عندى دليل الخ: ضمير در « فيه » به « النّصب » راجع است.