الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٧ - حكم ما بعد«الى»
كلمه « تهوى » در آيه متضمّن معناى تميل است و اينفعل با « الى » متعدى ميشود و طبق اين گفتار « الى » زائده نمىباشد.
اشكال ديگر
يا مىگوئيم:
اصل « تهوى » بكسر « واو » بوده سپس كسره به فتحه قلب شده و ياء به الف چنانچه در « رضى » كسره « ضاء » را به فتحه و ياء را به الف قلب نموده رضا ميخوانند يا در « ناصية » ناصاة مىگويند.
و بهر صورت وقتى « واو » را مكسور خوانديم كلمه « تهوى » بمعناى « تسقط » بوده و اينفعل نيز با كلمه « الى » متعدى مىشود و بدين ترتيب لفظ « الى » زائده نمىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
اين انتقاد و اشكال را ابن مالك نموده ولى از نظر ما تمام نمىباشد زيرا شرط انقلاب « ياء » به الف و كسره به فتحه آنستكه ياء متحرك باشد چنانچه در « رضى » و « ناصية » چنين است در حاليكه « تهوى » واجد اين شرط نبوده و ياء در آن ساكن مىباشد، پس انتقاد و اشكال دوّم كه در بيان ابن مالك ايراد شده متوجه مستدلّين نمىباشد.
شرح
قوله: و الامر اليك: سوره نمل آيه (٣٣).
تجزيه و تركيب
الامر: اسم، مصدر، معرّف بالف و لام، مبتداء.
الى: حرف جرّ، عامل، مبنى، بمعناى « لام » .