الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٢ - رأى ثعلب در آيه شريفه مذكور
قوله: هذا احدهما: مشاراليه « هذا » قائل شدن بموصوله بودن « اىّ » در آيه شريفه مىباشد.
قوله: فانّه يسلم انّها يعرب: ضمير در « فانّه » به سيبويه و در « انّها » به « اىّ » راجع است.
قوله: اذا افردت: مقصود از مفرد آمدن « اىّ » مضاف نيامدنش مىباشد.
قوله: فكيف يقول: ضمير فاعلى در « يقول » به سيبويه راجع است.
قوله: ببنائها اذا اضيفت: ضمائر مؤنث به « اىّ » راجعند.
قوله: منذ فارقت الخندق: از ظاهر كلام اينجا كه گفته شده: خرجت من البصره اينطور استفاده ميشود كه مقصود از « خندق » خندق بصره مىباشد.
ولى مطابق نقل بعضى رضى از جرمى حكايت كرده كه وى گفته است:
خرجت من الكوفة فلم اسمع مذ فارقت الخندق ...
بديهى است ظاهر اين كلام دلالت مىكند كه مراد از « خندق » خندق كوفه مىباشد.
قوله: بالضّم: بلكه جملگى آنرا با نصب مىخواندند.
قوله: و زعم هؤلاء: مشاراليه « هؤلاء » قائلين باينكه اىّ موصوله دائما معرب است مىباشد.
قوله: و انّها مبتداء و اشدّ خبر: ضمير در « انّها » به اىّ راجع است.
قوله: فقال الخليل محذوف: يعنى مفعول « ننزع محذوف است».
قوله: و التقدير: لننزعنّ الفريق الخ: طبق اين تقدير مفعول « ننزع » كلمه « الفريق » بوده و « الذى » صفت آن محسوب شده و « يقال فيهم ... » صله براى « الذى » مىباشد.
قوله: و قال يونس هو الجملة: ضمير « هو » به مفعول « ننزع » راجع بوده و مقصود از « جمله » جمله « ايّهم اشدّ» مىباشد.
قوله: و علّقت ننزع عن العمل: يعنى « ننزع » بواسطه « اىّ » استفهاميّه از عمل تعليق شده.