الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - استدلال بر وجود معناى شرط در«اما»
شرح
قوله: استثقالا للتضعيف: مقصود از « تضعيف » تشديد مىباشد، يعنى:
بخاطر اينكه تشديد را ثقيل دانستهاند لاجرم ميم اوّل را به ياء قلب كرده تا تشديد زائل شود و « امّا » ، « ايما » گردد.
قوله: رأت رجلا ايما اذا الشمس عارضت الخ:
تجزيه و تركيب
رأت: فعل ماضى، مفرد، مؤنث، غائب، ثلاثى مجرد، متعدّى به دو مفعول و ضمير « هى » در آن فاعلش مىباشد.
رجلا: مفعول اوّل و جمله بعد تا آخر در موضع مفعول دوّم است.
ايما: در اصل « امّا » بوده، حرف شرط.
اذا: ظرف، متعلّق به « عارضت » .
الشمس: مبتداء.
عارضت: فعل ماضى، مفرد، مؤنث، غائب، ثلاثى مجرّد، لازم، خبر جمله « اذا الشمس عارضت» شرط براى « امّا » .
فاء: جواب براى « امّا » .
يضحى: فعل مضارع، مفرد، مذكر غائب و ضمير فاعلى در آن به « رجلا » راجعست.
واو: عاطفه.
ايما: حرف شرط.
بالعشى: جار و مجرور، متعلق به « سقطت » كه مقدّر است و فعل شرط مىباشد.
فاء: جواب براى « امّا » .
يحضر: فعل مضارع، مفرد، مذكر غائب، جواب براى « امّا » .