الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٩ - حكم ما بعد«الى»
حكم ما بعد «الى»
در كلامى كه « الى » وجود دارد امر از سه حال خارج نيست:
الف: آنكه قرينه داريم بر دخول ما بعد « الى » در ما قبلش مانند:
قرأت القرآن من اوّله الى آخره (قرآن را از ابتداء تا آخر خواندم).
در اينمثال عرف قرينه است بر اينكه هم ابتداء قرآن خوانده شده و هم آخرش.
ب: آنكه قرينه داريم بر خروج ما بعد « الى » از ما قبلش نظير:
ثم اتمّوا الصّيام الى الليل و مثل:
فنظرة الى ميسرة ( پس مهلتش دهيد تا وقت قدرت و تمكّن).
در مثال اوّل شرع قرينه است بر اينكه شب داخل در ما قبل « الى » نبوده و روزه آن واجب نيست و در مثال دوّم قرينه بر عدم دخول امر معنوى است و آن عبارتست از اينكه اگر زمان ميسره و تمكّن نيز بر صاحب دين مهلت دادن لازم باشد لازم مىآيد كه وقت عسر و يسر با هم مساوى و متّحد در حكم باشد در حاليكه چنين نيست.
ج: آنكه نه قرينه بر دخول داشته و نه بر خروج.
در دو صورت اوّل و دوّم عمل بقرينه لازم و واجب است و در فرض سوّم بين ارباب ادب اختلاف بوده و در آن سه قول مىباشد.
اوّل: در صورتيكه ما بعد « الى » از جنس ما قبل آن باشد البته ما بعد در ما قبل داخل است و در غير اينصورت داخل نيست.
دوّم: مطلقا ما بعد در ما قبل داخل است.
سوّم: مطلقا ما بعد در ما قبل داخل نيست.
مصنّف گويد:
بنظر ما قول صحيح، سوّمى است زيرا غالبا و اكثرا قرينه بر عدم دخول ما بعد در ما قبل وجود دارد لذا در صورت تردّد و فقدان قرينه نيز بايد حمل بر غالب نموده و بدين ترتيب ما بعد را از ما قبل لازم است خارج بدانيم.