الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١ - مقاله مصنف
سه طلاقه محسوب شود پس احتمال اينكه الف و لام براى جنس حقيقى باشد منتفى است و احتمال منحصر در همان دوتائى است كه ذكر شد، حال مىگوئيم:
در قرائت رفع اگر الف و لام را براى عهد قرار داديم سه طلاق واقع شده و چنانچه براى جنس دانستيم يك طلاق صورت گرفته بهمان بيانى كه كسائى اظهار داشت.
امّا در قرائت نصب:
ممكنست نصب « ثلاث » بخاطر آن باشد كه مفعول مطلق است كه البته در اينفرض بايد بوقوع سه طلاق ملتزم باشيم زيرا معنا چنين است:
فانت طالق ثلاثا (تو سه طلاقه مىباشى).
بنابراين بين « طلاق » و « ثلاث » جمله « و الطلاق عزيمة» معترضه مىباشد.
و محتمل است نصبش بخاطر آن باشد كه حال است از ضمير مستتر در « عزيمة » كه در اين تقدير وقوع سه طلاق لازم نمىآيد زيرا معنا چنين است:
و الطلاق عزيمة اذا كان ثلاثا (طلاق تام و قطعى است زمانيكه سه تا باشد).
و بعبارت ديگر:
در اين تقدير نميتوان بطور قطع و لزوم حكم بوقوع سه طلاق كرد بلكه هركدام از سه يا يك طلاق محتمل است از اينرو مىگوئيم آنچه را كه قائل نيّت كرده همان واقع شده است.
سپس مصنّف مىگويد:
آنچه تا باينجا بيانكرديم با قطع نظر از امور و جهات ديگر و باعتبار نفى الفاظى است كه در بيت ذكر شدهاند و امّا با در نظر گرفتن قرائن خارجى بايد بگوئيم:
اين شاعر سه طلاق را در نظر داشته زيرا بعد از دو بيت مذكور گفته است:
|
فبينى بها ان كنت غير رفيقة |
و لا لامرء بعد الثلاث مقدّم |
يعنى: پس از ان زن دورى اختيار كن در صورتيكه مداراكننده نيستى و نيست براى مرد