الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٣ - تحقيق در حرف يا اسم بودن قسم سوم از«اذ»
تحدّث: فعل مضارع، مفرد، مؤنث، غائب، ثلاثى مزيد، باب تفعيل، معلوم، متعدى، ضمير مستتر، در آن فاعلش بوده كه به « الارض » راجع است.
اخبارها: مضاف و مضافاليه، مفعول براى « تحدّث » .
قوله: و قد يحتجّ لغيرهم: ضمير مجرورى در « لغيرهم » به جمهور راجع است.
قوله: فسوف يعلمون اذ الاغلال الخ: آيه (٧٠- ٧١) از سوره غافر.
قوله: لدخول حرف التنفيس عليه: مقصود از حرف تنفيس « سوف » بوده و ضمير مجرورى در « عليه » به « يعلمون » راجع است.
قوله: و لن ينفعكم اليوم اذ ظلمتم الخ: آيه (٣٨- ٣٩) از سوره زخرف.
تجزيه و تركيب
لن: حرف ناصب، مبنى بر سكون.
ينفعكم: فعل مضارع منصوب به « لن » ، مفرد، مذكر، غائب، معلوم، ثلاثى مجرّد، متعدّى، فعل و مفعول.
اليوم: ظرف، متعلق به « ينفع » .
اذ: بمعناى تعليل.
ظلمتم: فعل ماضى، جمع مذكر، حاضر.
انّكم: بفتح همزه، از حروف مشبهة بالفعل « كم » اسمش مىباشد، فاعل است براى « لن ينفعكم».
في: حرف جرّ.
العذاب: مجرور به « فى » ، متعلق به « مشتركون » .
مشتركون: اسم فاعل، جمع، مذكر، خبر براى « انّ » .
قوله: و هل هذه حرف الخ: مشاراليه « هذه » اذ بمعناى تعليل مىباشد.