الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥ - كلام ابن شجرى و تضعيف آن
الصريح بخلاف الأول، فإنه لا ينفي إلا أحدهما.
و أجاب بعضهم عن الثاني بأن ذكر المفروض لهن إنما كان لتعيين النصف لهن، لا لبيان أن لهنّ شيئا في الجملة.
و قيل: أو بمعنى الواو، و يؤيده قول المفسرين: إنها نزلت في رجل أنصاريّ طلّق امرأته قبل المسيس و قبل الفرض، و فيها قول آخر سيأتي.
ترجمه: ٨- آنكه بمعناى « الّا » استثنائيّه باشد.
البته فعل مضارع اگر بعد از چنين « او » واقع شود بواسطه « ان » مقدّره منصوب مىگردد مانند:
لاقتلنّه او يسلّم (البتّه البتّه او را خواهم كشت مگر آنكه اسلام بياورد).
شاهد در « يسلم » است كه چون بعد از « او » بمعناى « الّا » قرار گرفته بواسطه « ان » مقدّره منصوب شده:
و نظير آنچه در قول زياد اعجم آمده:
|
و كنت اذا غمزت قناة قوم |
كسرت كعوبها او تستقيما |
يعنى: هرگاه تكان ميدادم نيزه قومى را مىشكستم كعبهاى آن نيزه را مگر آنكه آن نيزه راست ميشد.
شاهد در « تستقيما » است كه بعد از « او » بمعناى « الّا » قرار گرفته لذا بواسطه « ان » مقدّره منصوب شده است.
و برخى از محققين فرموده حقتعالى را كه ميفرمايد:
لا جناح عليكم ان طلّقتم النساء ما لم تمسوهنّ او تفرضوا لهنّ فريضة ( بر شما باكى نيست اگر طلاق دهيد زنانى را كه با آنان مباشرت نكرده و مهرى برايشان مقررّ نكردهايد) بر همين معنا حمل كرده و گفته است: