الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧ - كلام در اطراف الف و لام زائده
يعنى: حافظين و پاسبانان درها كه موكّل بر قصرهاى امّ عمرو هستند وى را از كسيكه ام عمرو اسير محبّت او است دور كردند.
و ابن ميّاده مىگويد:
|
رأيت الوليد بن اليزيد مباركا |
شديدا باعباء الخلافة كاهله |
يعنى: وليد بن يزيد را شخصى با بركت ديدم در حاليكه صاحب قوّت بود به برداشتن سنگينيهاى بار خلافت ميان دو دوش او.
شاهد در الف و لام « اليزيد » است كه از قسم مورد بحث مىباشد.
امّا الف و لام « الوليد » مورد شاهد نبوده بلكه اين الف و لام از قسم الف و لام لمحيّه است.
يعنى: الف و لامى كه بر سر علم منقول داخل شده و با آن بمعناى اصل اشاره گرديده، چنانچه شرحش گذشت.
برخى از ادباء گفتهاند:
الف و لام در « اليزيد » و « العمرو » براى تعريف است نه آنكه زائده باشد زيرا دو كلمه « يزيد » و « عمرو » را ابتداء نكره نموده و سپس بر آنها الف و لام داخل نمودهايم چنانچه اعلام وقتى اضافه شوند توجيه اين اضافه آنستكه بگوئيم ابتداء علم را نكره نموده و پس از آن اضافهاش كردهايم تا بدين ترتيب اضافه صحيح و درست باشد چنانچه شاعر طائى گفته است:
|
علا زيدنا يوم النّقا رأس زيدكم |
بابيض ماض الشفرتين يمان |
يعنى: بلند كرد زيد ما در روز جنگ نقا بالاى سر زيد شما شمشيرى را كه منسوب به يمن بوده و هردو طرفش تيز و برنده بود.