الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧ - جواب ابن حاجب از دليل اول
ولى حكم زنان مطلّقهاى را كه مورد مباشرت واقع شدهاند را جداگانه بيان نفرموده زيرا حكم ايشان از مفهوم همان فقرهاى كه ذكر شد استفاده ميشود، حال اگر « تفرضوا » را مجزوم و معطوف به « تمسوهنّ » بدانيم لازم مىآيد كه زنان ممسوسه و آنانى كه ممسوسه نبوده ولى مهريه برايشان معيّن شده در ذكر با هم مساوى باشند در حاليكه اينطور نيست و همانطوريكه گفتيم تنها زنانى كه مهريّه برايشان معيّن شده در كلام ذكر شده و زنان ممسوسه ترك و حكمشان را از مفهوم كلام بايد استفاده نمود.
ولى اگر « او » را بمعناى « الّا » بدانيم زنانياكه مهريّه برايشان معيّن شده از مساوات در ذكر با زنان ممسوسه خارج شده و بدين ترتيب اشكال مزبور متوجّه نمىگردد.
و حاصل كلام آنكه با دو دليل مذكور مىتوان اثبات كرد كه « او » بمعناى « الّا » است و « تفرضوا » را بايد منصوب به « ان » مقدّره دانست.
جواب ابن حاجب از دليل اوّل
ابن حاجب از دليل اوّل اينطور جواب داده:
اگر « تفرضوا: را مجزوم و معطوف به « تمسوهنّ » بدانيم در صورتى معنا فاسد و باطل ميشود كه آنرا طبق آنچه گذشت فرض كرده يعنى بگوئيم:
لا جناح عليكم فيما يتعلّق بمهور النساء ان طلقتموهنّ فى مدة انتفاء احد هذين الامرين در حاليكه آنرا قبول نكرده و مىگوئيم در صورت مجزوم بودن « تفرضوا » معنا چنين است:
لا جناح عليكم فيما يتعلّق بمهور النساء ان طلقتموهنّ فى مدة لم يكن واحد منهما.
يعنى: بر شما باكى نيست در آنچه متعلّق بمهريّه زنانتان مىباشد يعنى آنان از شما حق مطالبه مهريّه ندارند در صورتيكه هنگام منتفى بودن هردو امر (مباشرت كردن با ايشان