الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١ - اما بكسر همزه و تشديد ميم
واو: عاطفه.
ان: در اصل « امّا » بوده و پس از حذف « ما » ان باقيمانده است، عاطفه.
من: حرف جرّ.
خريف: مجرور به « من » ، متعلق به « سقته » ، معطوف به « من صيف».
فاء: عاطفه، بمعناى سببيّت.
لن: از حروف ناصبه.
يعدما: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب، منصوب به « لن » فلذا بعد از « اشباع » فتحه، الف حاصل شده است.
قوله: و ليس بشيئ: يعنى و ليس مقالة المبرد و الاصمعى بشيئ باينمعنا كه گفتار ايشان صحيح نيست.
قوله: وصف هذا الوعل: كلمه « وعل » بفتح واو و كسر عين بز كوهى مىباشد.
قوله: بالرّىّ: يعنى بسيراب بودن.
قوله: لا يلزم ذلك: مشاراليه « ذلك » وصف هذا الوعل بالرّى مىباشد.
قوله: و زعم يونس: اى يونس بن حبيب بوده كه از ائمه نحو و لغت و ادب بشمار ميرفته و در ترجمهاش او را بصرى و شيخ سيبويه و كسائى و فرّاء دانستهاند.
قوله: و ابن كيسان: وى محمّد بن احمد است كه عالم بعلم نحو و از اهل بغداد مىباشد. و در ترجمهاش گفتهاند: نحو را از مبرّد و ثعلب اخذ كرده است و از وى كتبيدر علم نحو و غريب حديث و معانى قرآن باقى مانده است.
قوله: لملازمتها غالبا الواو و العاطفة: ضمير در « ملازمتها » به امّا دوّمى راجع است.
قوله: يا ليتما امنّا شالت نعامتها:
تجزيه و تركيب
يا: براى صرف تنبيه بوده يا از ادات نداء محسوب شده و منادا محذوف