الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٩ - مقاله شلوبين و ابن ضايع
قوله: و انّ ما بعدها بدل: يعنى ما بعد « الّا » كه مقصود « اللّه » باشد.
قوله: محتجا بانّ « لو » تدل: جواب است از سؤال مقدّر بشرحى كه گذشت.
قوله: و امتناع الشيئ انتفائه: يعنى امتناع در معنا همان انتفاء است و خلاصه آنكه « لو » اگر چه ظاهرا براى امتناع مىباشد ولى در معنا مفيد نفى است.
قوله: و زعم انّ التفريغ: مقصود از « تفريغ » بدل آوردن مستثنا از مستثنامنه و سقوط مستثنامنه و مفرغ شدن مستثناء مىباشد.
قوله: و يردّه انّهم لا يقولون: ضمير منصوبى در « يردّه » به مبرّد راجع است و خلاصه ردّ بر مبرّد اينستكه:
بسيار از كلمات و ادات هستند كه با نفى ملازم هستند ولى در عين حال نميتوان آنها را بجاى حرف نفى قرار داد و لذا منافاتى ندارد كه « لو » باعتبار معناى امتناع با نفى ملازم باشد ولى نتوان آنرا بجاى حرف نفى نهاد چنانچه در دو مثال ذيل امر چنين است:
١- لو جائنى ديّار اكرمته.
٢- لو جائنى من احد اكرمته.
در مثال اوّل كلمه « ديّار » بايد بعد از حرف نفى قرار مىگرفت و چون چنين نيست مثال جايز نمىباشد اگر چه « لو » براى امتناع بوده و امتناع نيز در معنا نفى باشد و در مثال دوّم كلمه « من » زائده است و بايد بعد از نفى قرار گيرد و چون در مثال ادات نفى وجود ندارد مثال جائز نمىباشد اگر چه معناى نفى از « لو » استفاده گردد.
قوله: و لمّا لم يجز ذلك: مشاراليه « ذلك » براى استثناء بودن « الّا » و بدل قرار دادن « اللّه » از « آلهه » مىباشد.
قوله: انّ الّا و ما بعدها صفة: اينعبارت مقول، قول مصنّف است.
قوله: و ابن الضايع: وى عبارتست از: علىّ بن محمّد كه عالم به نحو بوده است و از او شرح كتاب سيبويه و شرح جمل زجاجي بجاى مانده است.
متن: قلت: و ليس كما قالا، بل الوصف في المثال و في الآية مختلف؛ فهو