الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٠ - حكم ما بعد«الى»
يسقى: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مجرد، لازم، معلوم، ضمير فاعلى در آن مستتر است. مفعول براى « تقول » .
فاء: عاطفه.
لا: نافيه، غير عامل.
يروى: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب، لازم، معلوم.
الىّ: جار و مجرور، متعلق به « لا يروى».
ابن احمر: مضاف و مضافاليه، فاعل براى « يسقى » و « يروى » بنحو تنازع.
قوله: ام لا سبيل الى الشباب و ذكره الخ:
تجزيه و تركيب
ام: حرف عاطف، غير عامل، مبنى بر سكون.
لا: براى نفى جنس.
سبيل: اسم، نكره، اسم براى « لاء » و خبرش كه « موجود » باشد محذوف است.
الى: حرف جرّ.
الشباب: مجرور به « الى » ، متعلق به « موجود » محذوف.
واو: حاليه، غير عامل.
ذكره: مضاف و مضاف اليه، مبتداء.
اشهى: اسم تفضيل، خبر براى « ذكره » و جمله اسميه، جمله حاليه است و محلّا منصوب است.
الىّ: جار ومجرور، متعلق به « اشهى » و حرف جرّ بمعناى « عند » مىباشد.
من: حرف جرّ.
الرحيق: مجرور به « من » ، متعلق به « اشهى » ، ظرف لغو، موصوف.
السّلسل: صفت براى « الرّحيق » .