الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣١ - حكم ما بعد«الى»
قوله: افئدة من النّاس تهوى اليهم: سوره ابراهيم آيه (٣٧).
تجزيه و تركيب
افئدة: اسم، جمع فؤاد، مفعول اوّل براى « اجعل » .
من: حرف جرّ.
الناس: مجرور به « من » ، متعلق به « استقرّ » ، صفت براى « افئدة » .
تهوى: فعل مضارع، مفرد، مؤنث، غائب، ثلاثى مجرّد، از باب منع، يمنع، لفيف مقرون، معلوم، متعدى.
اليهم: جار و مجرور و جار زائده است، مجرور به « الى » مفعول است براى « تهوى » .
قوله: بفتح الواو: يعنى وقتى « واو » مفتوح بود فعل از باب « منع، يمنع» بوده و معنايش « احبّ، يحبّ» است و باينمعنا متعدى بوده و نياز به حرف جرّ ندارد لذا « الى » زائده مىباشد.
قوله: و خرّجت: يعنى حملت و ضمير نائب فاعلى به آيه شريفه راجع است.
قوله: معنى تميل: و چون « تميل » با « الى » متعدى ميشود لاجرم « الى » زائده نيست.
قوله: انّ الاصل تهوى بالكسر: در اينصورت « تهوى » بمعناى « تسقط » بوده و با « الى » متعدى ميشود.
قوله: قاله ابن مالك: ضمير مفعولى در « قاله » به « انّ الاصل تهوى بالكسر الخ» راجع است.
قوله: و فيه نظر: ضمير در « فيه » به ما قاله ابن مالك راجع است.
قوله: لانّ شرطه هذه اللغة: مقصود از « هذه اللغة» تبديل كسره بفتحه و قلب ياء به الف مىباشد.