الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩ - استدلال بر وجود معناى شرط در«اما»
سؤال
اگر گفته شود:
از « فاء » در قول شاعر كه گفته:
|
فامّا القتال لا قتال لديكم |
و لكن سيرا فى عراض المواكب |
يعنى: امّا جنگ نمودن با دشمنان، پس نزد شما جنگ و مصاف نمىباشد ولى در عرض و حاشيه لشگريان حركت مىكنيد.
مستغنى بوده لذا شاعر آنرا حذف كرده چه آنكه على القاعده شاعر بايد مىگفت:
فامّا القتال فلا قتال لديكم.
پس با اينكه « فاء » فاء جزاء و جواب بوده معذلك استغناء از آن صحيحاست در نتيجه بايد گفت لازم نيست فاء زائده باشد تا از آن مستغنى باشيم بلكه در صورت زائده نبودن نيز استغناء صحيح است، بنابراين از مجرّد بىنياز بودن نمىتوان كشف كرد كه « فاء » زائده است و بعبارت ديگر:
صحّت استغناء از فاء اعم است از زائده بودن فاء يعنى اين صحت هم با زائده بودن و هم با غير آن همچون فاء جزائيه بودن سازش دارد.
جواب
در جواب مىگوئيم:
حذف « فاء » در شعر از باب ضرورت است، بنابراين اينطور نيست كه از آن بىنباز باشيم و بعبارت ديگر:
فاء در بيت مذكور براى جواب و جزاء بوده و كمال نياز و احتياج را بآن داريم ولى معذلك حذف شده چون ضرورت شعرى مقتضى آن مىباشد همانطورى كه در كلام