الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٦ - (أي) بالفتح و السكون
فقط براى نداء بعيد مىباشد.
ب: حرف تفسير چنانچه گوئى:
عندى عسجد اى ذهب (نزد من است عسجد يعنى طلا).
يا مىگوئى:
عند غضنفر اى اسد (نزد من است غضنفر يعنى شير).
در ايندو مثال كلمه « اى » مفسّر ما قبل بوده اوّلى يعنى « عسجد » را به « ذهب » و دوّمى يعنى « غضنفر » را به « اسد » تفسير نموده است.
قابل ذكر است كه در « اى » تفسيريه لفظ بعد از آن بين ادباء مورد اختلاف است:
جماعتى از ارباب ادب آنرا عطف بيان يا بدل از ما قبل قرار دادهاند.
و كوفيّون و صاحب كتاب مستوفى و سكّاكى (صاحب كتاب مفتاح العلوم) آنرا عطف نسق دانستهاند.
مصنّف گويد:
بعقيده ما رأى جماعت اوّل درست بوده و نميتوان كلمه ما بعد « اى » تفسيريه را عطف نسق قرار داد و دليل ما بر اين مدّعا آنستكه:
اوّلا: در كلامى كه « اى » مفسّره واقع ميشود بطور عموم مىتوان اينكلمه (اى) را حذف و ساقط نمود در حاليكه هيچ حرف عاطفى واجد چنين خصوصيتى نمىباشد.
ثانيا: در كلام مزبور ما بعد « اى » هميشه مرادف ما قبل آن مىباشد و پرواضح است كه در بين حروف عاطف هيچيك از آنها ملازم با اينمعنا نبوده كه احد المترادفين را به ديگرى عطف كند.
و بهر صورت « اى » مفسّره همانطوريكه كلمات مفرد را تفسير مىكند مفسّر جمل نيز واقع ميشود مانند آنچه در قول شاعر عرب آمده:
|
و ترميننى بالطّرف اى انت مذنب |
و تقليننى لكنّ ايّاك لا اقلي |